Donnerstag, 4. Februar 2010

من یک مخالف هستم مرا هم اعدام کنید.


تظاهرات اعتراضی در روز 11 فوریه 2010



در ساعت 3 بعد از ظهر در مقابل کنسولگری جمهوری اسلامی ایران در مونیخ



هموطنان عزیز، یاران!

کمیته حمایت از جنبش اعتراضی مردم ایران مصادف با 22 بهمن روز انقلاب ایران همراه و هماهنگ با مردم ایران و برای همبستگی با آنها دست بیک نمایش اعتراضی در مقابل کنسولگری جمهوری اسلامی ایران می زند. در این روز در ایران همه مبارزان میهندوست که خواهان ایرانی مستقل، آزاد، دموکراتیک، مردمی و متکی بر عدالت اجتماعی هستند، از تساوی حقوق زن و مرد و تحقق حقوق بشر و حقوق دموکراتیک دفاع می کنند و می خواهند در جامعه ای سرشار از امنیت زندگی آسوده ای داشته باشند به خیابان آمده و در مقابل صحنه سازیها و نمایشات فرمایشی و مسخره رژیم جمهوری اسلامی ایران دست باعتراض می زنند. آنها شعار می دهند: “مرگ بر دیکتاتور“، “مرگ بر اصل ولایت فقیه“

مردم به روی سینه های خود شعار زیر را حمل می کنند: “من یک مخالف هستم مرا هم اعدام کنید“. و این شعار چقدر برای رژیم جمهوری اسلامی که خود را مظهر رافت جا می زند ننگین است. ما صدای مردم ایران را بگوش جهانیان می رسانیم و نشان می دهیم که برای ایرانی، آزاد، مستقل، دموکراتیک و مردمی مبارزه می کنیم و ما همه با هم هستیم.

آدرس تماس با کمیته:


آدرس ایمیل:

azadi.novin@gmail.com

آدرس وبلاگ:

http://demokratie-iran.blogspot.com/

Facebook Account

Azadi Novin

آدرس در twitter:

https://twitter.com/azadinovin


آدرس کنسولگری جمهوری اسلامی ایران در مونیخ:


Mauerkirchnerstr. 59, München.

گزارش نشست 31 ژانویه و تلخیص سخنرانی آقای فریدون منتقمی در نشست 31 ژانویه

در تاریخ 31 ماه ژانویه ایرانیانی که می خواستند در زیر لوای “ما همه با هستیم“ برای یک ایران مستقل از اجانب، برای دموکراسی و آزادی برای عدالت اجتماعی و جمهوری دموکراتیک ایرانی مبارزه کنند و یا با نظریات کمیته حمایت از جنبش اعتراضی مردم ایران آشنا شوند در شهر مونیخ حضور بهم رساندند.
برنامه نشست شامل نکات زیرین بود:
پخش موسیقی و نمایش فیلم مبارزات مردم بخش اول.
سخنرانی آقای فریدون منتقمی دبیر سابق کنفدراسیون جهانی محصلین و دانشجویان ایرانی در خارج از کشور پیرامون تحلیلی از مبارزات اخیر مردم ایران.
پرسش و پاسخ پیرامون نقطه نظریاتی که ابراز شده و نظریات سایر جریانهای اپوزیسیون.
نمایش بخش دوم فیلم مبارزات مردم.
اجرای موسیقی زنده (نواختن سنتور) توسط هنرمند عزیز آقای داریوش شیروانی.
همزمان با این نشست، نمایشگاه تصاویر مبارزات و شعارهای مردم از طریق تزئین سالن به مهمانان معرفی گردید.
خلاصه سخنرانی که بزودی بخشهائی از آنرا در یوتیوپ مشاهده خواهید کرد چنین بود.

سخنران نخست در مورد تداوم مبارزه مردم ایران از انقلاب مشروطیت تا کنون که همیشه بر ضد روحانیت و سلطنت بوده است سخن گفت. انقلاب بهمن باید به سلطه اجنبی در ایران و رژیم سلطنتی خاتمه می داد و رژیم جمهوری برپا می ساخت که بیان همه آرزوهای سرکوب شده ملت ایران ازانقلاب مشروطیت تا به امروز بود. ایران ما بیش از یک قرن است که می جوشد تا به خواستهای دموکراتیک و عدالتجویانه خویش در چارچوب یک رژیم جمهوری دست پیدا کند. مردم ایران نمی توانند ولایت فقیه را چه با تاج و چه با عمامه بپذیرند. نمی شود با کسی به اعتبار گروه خونی و یا به اعتبار اعتقادات مذهبی بیعت کرد. حاکمیت ناشی از ملت است و باید تنها با ملت ایران با مردم ایران بیعت کرد. مبارزه مردم ایران در 22 خرداد مبارزه جدیدی نیست این مبارزه همان مبارزه ای است که از انقلاب مشروطیت آغاز شده و تا تحقق خواستهای ریشه ای و بنیادی مردم ایران ادامه دارد. در ایران به علت مداومت مبارزه مردم همیشه وضعیت اضطراری برپا بوده و زندان و شکنجه اعدام در دادگاههای دربسته نظامی و یا مذهبی برقرار بوده است.


جنبش 22 خرداد باین اعتبار یک جنبش دموکراتیک است و خواستهای عموم خلقی مردم را بیان می کند. این جنبش می خواهد که به حقوق ملت احترام بگذارند و این حقوق را اساسا به رسمیت بشناسند. مردم می خواهند که بجای خدا مردم در مرکز توجه قرار بگیرند و حیثیت انسانی در مرکز توجه باشد. ملتهای اروپا در دوران روشنگری دست مذهب را از دولت کوتاه کردند و آنرا امر خصوصی دانستند که جائی در استفاده از اهرمهای قدرت ندارد. همین جدائی دین از مذهب جامعه را به جلو سوق داد و بشریت را آزاد کرد و برای انسان حقوقی قایل شد. قبل از آن انسان در چارچوب مذهب فاقد حقوق بود. به انسان مانند حیوان برخورد می کردند. برای مردم فقط وظایف برسمیت می شناختند. پس جنبش 22 خرداد ماهیتا یک جنبش دموکراتیک است که باید از آن حمایت نمود.
این جنبش یک جنبش خود بخودی بود و به علت فقدان رهبری انقلابی می توانست مورد سوء استفاده اصلاح طلبان، امپریالیستها، سلطنت طلبان و دشمنان مردم ایران نیز قرار گیرد. در این جنبش شعارهای انحرافی نیز مطرح شد ولی هیچکدام از این شعارهای انحرافی نتوانست مضمون دموکراتیک جنبش 22 خرداد را به زیر پرسش بکشد و مردم به سرعت بر شعارهای انحرافی غلبه کردند و آنها را تصحیح نمودند. مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر بیان خواست دموکراتیک و جمهوریخواهانه مردم ایران است و یا جمهوری ایرانی بیان روشن نفی سلطنت و جدائی دین از دولت است. مردم با امپریالیستها و د شمنان ایران خط روشنی کشیدند که باید آنرا تقویت کرد. شعار چه ایران چه غزه کشتار مردم بسه تودهنی روشنی به هیات حاکمه بود که می خواست جنبش دموکراتیک مردم ایران را به اسرائیل وابسته کند.
سخنران سپس به انتخابات اخیر پرداخت و نقش نیروهای آگاه اجتماعی را از رفتار مردم عادی متمایز گردانید. طبیعتا در مبارزات اجتماعی نیروهای آگاه نمی توانند تحت تسلط احساسات قرار بگیرند بلکه باید با تحلیل و دوراندیشی شعارهای درست را به مردم ارائه دهند. روشنفکران آگاه و متعهد دارای رسالت در این زمینه اند. دنباله روی از مردم و سینه زدن کورکورانه راه کمترین مقاومت و سیاست ماهی مرده در آب است. سیاست تسلیم و نه مبارزه است. این سیاست که در مورد پاره ای از اپوزیسیون ایران صدق می کند، سیاستی است که آنها تسلیم طلبی خود را پشت سر “خواست مردم“ قایم می کند.
انتخابات در ایران همیشه چه در دوران شاه و چه در دوران خمینی تقلبی بوده است و ما هرگز انتخابات آزاد نداشتیم. قانون اساسی جمهوری اسلامی که بخش مکتوب آن مورد استناد اصلاح طلبان است دارای یک بخش نامکتوب است که مفسر بزرگ آن ولی فقیه می باشد. تمام بندهای قانون اساسی جمهوری اسلامی زمانی دارای اعتبار هستند که در مغایرت با موازین مذهبی نباشند و این ولی فقیه است که بر صحت و سقم آن فرمان می دهد. پس قانون اساسی جمهوری اسلامی یک قانون اساسی دموکراتیک نبوده و نیست و در اساس هیچ حقوقی را برای ملت ایران به رسمیت نمی شناسد. شرکت در انتخابات رژیم جمهوری اسلامی تائید این رژیم و مشروعیت دادن به این رژیم است و این خواست رژیم جمهوری اسلامی است تا با دامن زدن به تاثیرات نمایشی آن برای خویش کسب وجهه کند و از جنگ تبلیغاتی و روانی فاتح بیرون درآید. نیروهای آگاه اجتماعی حق ندارند مردم را فریب دهند و این حقایق را از آنها کتمان کنند. باید به مردم حقیقت را گفت. باید گفت که قانون اساسی جمهوری اسلامی ضد دموکراتیک است. باید گفت در ایران هرگز با وجود نظارت استصوابی، شورای نگهبان، مجلسی که نمایندگان انتصابیش فاقد صلاحیت پارلمانی هستند و تصمیماتش با یک حکم حکومتی رهبر باطل می شود نمی تواند یک انتخابات حقیقی صورت گیرد و نمایندگان مردم به مجلس راه یابند. باید به مردم گفت ولی فقیه ای که حتی به قانون خودش نیز احترام نمی گذارد چگونه می تواند به حقوق مردم احترام بگذارد. باید گفت انتخاب بین بد و بدتر که عده ای از اپوزیسیون جعلی ایران آنرا جار می زنند تداوم دیکتاتوری و حمایت از ادامه تسلط جمهوری اسلامی است. همین مشکل را ما در چهار سال آتی در مقابل پای خویش داریم. باید به مردم گفت که رفسنجانی عالیجناب خاکستری و مسئول قتلهای زنجیره ای است و نه رهبر اصلاح طلب، باید به مردم گفت که رهبران اصلاح طلب این جنبش در تمام جنایتهای رژیم گذشته نقش داشته اند تا دید مردم و نسل جوان ایران نسبت به حقایق روشن شود. این روشن است که از نظر تاکتیکی نباید مرکز حمله را در نمایشات اعتراضی روی رهبران اصلاح طلب متمرکز کرد ولی در بحثهای روشنگرانه و تحلیلی هرگز نباید به مردم دروغ گفت. کسانیکه مردم را به شرکت در انتخابات دعوت کردند و بعد از اینکه شکست خوردند مردم را به پس گرفتن رای دعوت خویش فراخواندند در عمل در تقویت رژیم جمهوری اسلامی کار کرده اند. وقتی مردم با دیکتاتوری خامنه ای و سبعیت این رژیم در تناقض اند درخواست پس گرفتن رای منحرف کردن جنبش و امیدوار ساختن مردم به “رافت“ این رژیم است. گول زدن مردم است. سخنران در نتیجه گیری خویش اعلام کرد که برای انجام هر انتخابات آزادی باید مقدماتی فراهم باشد. بدون آزادی احزاب و سازمانهای سیاسی، بدون آزادی اجتماعات، بدون حق آزادی بیان، بدون حق تشکیل اتحادیه های کارگری، بدون آزادی مطبوعات و رفع سانسور و برقرای امنیت اجتماعی و دستگاه مستقل قضائی امکان ندارد بتواند انتخابات آزادی صورت گیرد. هر کس بدون خواستن این مقدمات، بدون تحقق این مقدمات مبلغ شرکت در انتخابات است دموکرات نیست مستبد است و می خواهد مردم ایران را به گمراهی ببرد و قابل اعتماد نیست.
سخنران در عین حال اشاره کرد که تبلیغ در مورد عدم توسل به قهر نیز خواسته دشمنان جنبش دموکراتیک مردم ایران است. پیشنهاد عدم توسل به قهر یعنی اینکه ما قهر حاکمیت و انحصار آن را در دست حاکمیت جمهوری اسلامی به رسمیت می شناسیم و در مقابل گلوله آنها فقط سینه های خود را سپر می کنیم. این فلسفه شهادت حسینی است و یزیدهای زمان شمشیرها را از رو می بندند تا جنبش را قلع قمع کنند. این رژیمهای حاکم هستند که همیشه خشونت بکار برده اند و مردم همیشه با مسالمت خواسته اند که به آرزوهایشان برسند، خواسته اند تا به حقوقشان توجه شود. ولی وقتی رژیم جز زبان زور زبان دیگری را نمی فهمد مردم را به دست خالی به جلوی گلوله فرستادن جنایت است. باید به مردم گفت در اعلامیه جهانی حقوق بشر اصل دفاع از خود، اصل توسل به قهر به عنوان آخرین وسیله ممکن برسمیت شناخته شده است. کسانیکه همه این حقایق را از مردم پنهان می کنند مخالف خشونت نیستند هوادار اعمال خشونت از جانب جمهوری اسلامی هستند.
سخنران اشاره کرد که پیشگوئی ما درست از کار در آمد و رهبران جنبش اصلاح طلب که همه آنها از مذهبی گرفته تا ملی و مذهبی هوادار بقاء نظام استبدادی رژیم جمهوری اسلامی هستند، به سازش با ولی فقیه تن در دادند. زیرا توجه کردند که خواست مردم ایران خیلی بیش از آن است که آنها حاضر به پذیرش آن باشند. مردم ایران خواهان دموکراسی برای همه و آزادی همه زندانیان سیاسی و مجازات قاتلین و مسئولین کشتار هستند. ولی رهبران اصلاح طلب به نیروی مردم برای فشار به رقبای خود برای کسب پاره ای امتیازات نیاز دارند. آنها مخالف جنبش توده ای و قهر آمیز مردم اند و آنرا خطری برای تمامیت نظام می دانند. جنبش با گامهای بلند از رهبری سازشکار فاصله می گیرد. مردم ایران خون ندادند تا رفسنجانی به جای خامنه ای بیاید آنها بهای آزادی و دموکراسی را پرداخته اند و اعتقاد راسخ دارند که ایران بعد از 22 خرداد ایران قبل از 22 خرداد نخواهد بود. بالائیها بقدری بی اعتبار شده و ضربه خورده اند. بقدری قدرت آنها ترک برداشته است که چند قدم به گور نزدیکتر شده اند. مردم می بینند که بزودی ولی فقیه عمامه به سر را در قاهره کنار ولی فقیه تاج بسر دفن خواهند کرد و آنوقت خلق ایران است که خواهد خندید و به پای کوبی مشغول می شود و انقلاب 22 بهمن را ادامه می دهد و کامل می کند.
در جریان پرسش و پاسخ سخنران توضیح داد که باید با سیاستی که می خواهد شرکت در انتخابات و دادن مشروعیت به رژیم جمهوری اسلامی را با وقوع حرکت اعتراضی مردم بعد از انتخابات توجیه بکند مبارزه افشاءگرانه کرد.
نخست اینکه مبارزه اجتماعی و اتخاذ تصمیمات بر اساس تحلیل وضعیت سیاسی انجام می گیرد و نه بر اساس قمار سیاسی. اینکه در بعد از انتخابات چنین وضعیتی به وجود می آید بر هیچکس روشن نبود و نمی توانست هم روشن باشد. در این میان کسی نمی تواند ادعای پیغمبری کند. دو دیگر اینکه نیروهای آگاه سیاسی و مسئول و با وجدان هرگز حتی اگر پیغمبرگونه می دانستند که در اثر تقلب در انتخابات و موضعگیری ولی فقیه به نفع احمدی نژاد مردم دسته دسته جلوی گلوله می رفتند و کشته می شدند حق نداشتند به مصداق “جسد هر چه بیشتر منافع گروهک ما تامین تر“ با جان مردم بازی کنند. با این منطق در انتخابات شرکت کردن و تشویق مردم برای شرکت در انتخابات تا تعداد شهدا هر چه بیشتر شود فقط اقدامی جنایتکارانه است و معجزه ای برای تبرئه کسانی که در انتخابات شرکت کرده اند نمی کند. از این گذشته این عده پاسخ مردم را در 4 سال دیگر چه می دهند. آیا باید در انتخابات تقلبی 4 سال دیگر نیز شرکت کرد و بین بد و بدتر یکی را انتخاب نمود یا باید سیاستی را اتخاذ کرد که باین وضعیت دورانی شیطانی پایان دهد؟ می شود به این امید واهی که حمایت از بخشی از نامزدها و امکان تقلب در انتخابات می تواند مجددا منجر به تظاهرات اعتراضی شود، از مردم خواست در انتخابات تقلبی شرکت کنند؟ می شود به امید واهی موذن جمهوری اسلامی برای همه انتخابات آتی رژیم شد؟
نیروهای آگاه و مسئول در ایران انتخابات تقلبی را از همان روز نخست تحریم کردند. سیاست تحریم سیاست درستی بود و هست. سیاست تحریم فعال. به این معنا که باید مردم را تشویق کرد که نه تنها در انتخابات شرکت نکنند آن روز در خانه های خود بمانند و بیرون نیایند. اگر این شکل مبارزه سازمان دهی شود، عمومی شود برای تقلبات رژیم جمهوری اسلامی و اصلاح طلبان و اپوزیسیون جعلی ایران که می خواهد در چارچوب رژیم جمهوری اسلامی فعالیت کند ولی جرات بیان آشکار آن را به مردم ایران ندارد جائی نمی ماند. این تاکتیک دست رژیم را می بندد و می فهمد که انجام انتخابات تقلبی نمی تواند برای وی کسب آبرو کند، بلکه فقط بی آبروئی می آورد. این بی آبروئی روحیه روحانیت را می شکند و مردم را به قدرت خود واقف می کند. ولی اگر علیرغم این تاکتیکها مردم به خیابانها آمدند و معترضانه مبارزه کردند وظیفه نیروهای آگاه در برخورد به مبارزه مردمی و خودبخودی حمایت از خواستهای دموکراتیک آنها و سوق دادن جنبش به سمتی است که متوجه شوند بدون سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی نمی شود از ایرانی دموکراتیک سخن گفت. سرنگونی شعاره، سرمیشکنه تا وقتی سرداره.
در ضمن سخنران اشاره کرد که ترکیب این جنبش در میان نخبگان جامعه و اقشار متوسط جامعه باقی مانده است و نتوانسته با طبقه کارگر پیوند برقرار کند. بدون شرکت وسیع کارگران و حرکت دستجمعی آنها از کارخانه ها و نگهداشتن چرخ تولید امکان ندارد که این رژیم سرنگون شود. نیروی اساسی تحول اجتماعی شرکت وسیع کارگران در مبارزه است. تشکل کارگران در کارخانجات را که روزانه صورت می گیرد نمی توان برهم زد. توان آنها را در ممانعت از گشتن چرخ تولید نمی توان از بین برد. آنوقت همه جامعه به حرکت می آید و روحیه دشمن ضعیف و ضعیف تر می شود و مانند دوران شاه ارتش 400 هزار نفری و ساواک 60 هزار نفری آنها مانند خانه پوشالی در مقابل قدرت عظیم مردمی که سراسری و تعمیق شده است فرو می ریزد. این جنبه مبارزه در جنبش اخیر کاستی داشت و باید برای رفع آن کوشید زیرا این تلاش مبارزه دموکراتیک را نیز گسترده تر و عمیق تر و با مداومت خواهد کرد.
متشکرم














Sonntag, 17. Januar 2010

فراخوان


فراخوان

هموطنان عزیز!

کمیته حمایت از مبارزات مردم ایران در ادامه مبارزات دموکراتیک و مترقی اش به برگزاری دو برنامه اعتراضی اقدام می کند.

ما اجازه نخواهیم داد ندای اعتراضی که در ایران زبانه می کشد به گوش جهانیان نرسد. این ندا در خارج ایران نیز در میان ایرانیان میهندوست که خواهان ایرانی آزاد و آباد و دموکراتیک و مردمی هستند پژواک خواهد داشت. این حداقل خدمتی است که ما می توانیم نسبت به کسانی که در صفوف اول جبهه مبارزه قرار دارند و از جان خویش در این راه دریغ نمی کنند انجام دهیم.

برنامه نخست در روز 31 ماه ژانویه 2010 در محل زیر از ساعت 16 تا 20 بعد از ظهر برگزار می گردد. این برنامه شامل سخنرانی پیرامون تحولات اخیر ایران و جمعبندی از مبارزات ایرانیان در خارج از کشور در حمایت از مبارزات مردم ایران است. سپس پرسش و پاسخ برای روشنی بخشیدن به جنبه های گوناگون نظرات و تعمیق سخنرانی صورت می گیرد. در عین حال در کنار آن فیلم مبارزات مردم و نمایشگاه تصاویر مبارزات و وحشیگری رژیم جمهوری اسلامی نشان داده خواهد شد. اجرای موسیقی زنده در آن شب به تکمیل برنامه کمیته یاری می رساند.

IG(Initiativgruppe) Karlstr. 50, 80333 München

Beginn: 16 Uhr

Ende : 20 Uhr

****

برنامه دوم کمیته حمایت از مبارزه مردم ایران در تاریخ 11 فوریه در مقابل کنسولگری جمهوری اسلامی است. در این روز در ایران مردم با الهام از انقلاب بهمن، انقلابی که نتوانست به همه خواستهای مردم میهن ما پاسخ دهد و ناتمام ماند به میدان می آیند و خواهان حقوق دموکراتیک و انسانی خویش هستند. نمایشات اعتراضی مردم در این روز تو دهنی محکمی به رژیم جمهوری اسلامی است که می خواهد نام انقلاب ایران را برای خویش غصب کند. مردم نشان می دهند چه کسانی مالک انقلاب ایران هستند.

مردم شعار زیر را بر سینه های خویش حمل خواهند کرد:



من یک مخالف هستم مرا هم اعدام کنید.


این تظاهرات اعتراضی در روز 11 فوریه 2010

در ساعت 3 بعد از ظهر در مقابل کنسولگری جمهوری اسلامی ایران در مونیخ برگزار می شود.

کمیته از شما دعوت می کند برای همدردی و پشتیبانی از مبارزات مردم ایران در این روز در مقابل کنسولگری حاضر شوید و نفرت خویش را از این رژیم بربرمنش به نمایش بگذارید و نشان دهید که ما برای ایرانی، آزاد، مستقل، دموکراتیک و مردمی مبارزه می کنیم و ما همه با هم هستیم.

آدرس تماس با کمیته:

آدرس ایمیل:

azadi.novin@gmail.com

آدرس وبلاگ:

http://demokratie-iran.blogspot.com/

Facebook Account

Azadi Novin

آدرس در twitter:

https://twitter.com/azadinovin


آدرس کنسولگری جمهوری اسلامی ایران در مونیخ:



Mauerkirchnerstr. 59, München.



Mittwoch, 26. August 2009

جواب به دعوت آقای بابک سینا

درود به شما هموطنان گرامی‌،

آقای دکتر بابک سینا، که یکی‌ از شرکت کنندگان برنامهٔ روز ۲۵ جولای بوده، از همهٔ برگزارکنندگان این برنامه در شهرهای مختلف آلمان دعوت به عمل آورده، تا در شهر دوسلدرف با هم ملاقات کنند. هدف از این جلسه، تلاش در جهت تشکیل یک سازمان واحد در آلمان ذکر شده است.
کمیتهٔ حمایت از مبارزات مردمی ایران در شهر مونیخ، پاسخ به این دعوت را در نامهٔ الحاقی ذیل منتشر کرد.



دوست گرامی آقای دکتر بابک سینا،

نامه شما را دریافت کردیم و از اینکه شما هم بر این عقیده اید که باید به حمایت جمعی از مبارزات مردم ایران ادامه داد، بسیار مسروریم و آنرا گام مثبتی در این جهت تلقی می کنیم.
روشن است که تداوم مبارزه مردم به ارتقاء سطح آن منجر می شود. همانگونه که ما شاهدش بوده ایم خواستهای مردم معترض ایران امروز فراتر از شعار “رای مرا پس بده“ قرار داشته و به سطحی رسیده است که تمامیت نظام جمهوری اسلامی را به زیر پرسش می برد. طرح خواست “جمهوری ایرانی“ از طرفی بیان روشن خواست “جمهوریت“ به عنوان شکل آینده حکومت در ایران و از جانب دیگر نفی ماهیت مذهبی آن، پذیرش جدائی دین از دولت است. در عین حال این جنبش از دخالت اجنبی بیزار بوده به ایرانی بودن خود تکیه می کند.
جنبش اعتراضی مردم ایران یک جنبش دموکراتیک بوده و برای تحقق خواستهای دموکراتیک مردم ایران مبارزه می نماید. شعار “مرگ بر دیکتاتور“ بیان روشن تعهد به دموکراسی است.
بنظر ما این تعهد در برگیرنده نکات زیرین است:
آزادی احزاب سیاسی.
آزادی بیان عقیده، مطبوعات و رفع سانسور.
آزادی اتحادیه کارگری و سایر تشکلهای صنفی، حرفه ای و دموکراتیک.
آزادی هم زندانیان سیاسی.
احترام به حقوق بشر.
پذیرش تساوی حقوق زن و مرد.
پذیرش جدائی دین از دولت و مسائلی از همین قبیل که عمومی ترین خواستهای مشترک همه مردم را بیان می کند.
طبیعتا برای حرکت به سوی ایجاد تشکلی که شما در نامه خود به آن اشاره کرده اید، نخست باید از شتابزدگی پرهیز کرد و گامها را با دقت و هشیاری برداشت. این است که هر اتحاد عملی که ماهیتا اقدامی گذرا خواهد بود باید متکی بر شفافیت بوده و محتوی روشنی داشته باشد. باین جهت در مقدمه برگزاری هر نشستی باید فضای لازم را برای بحث و تبادل نظر دموکراتیک و دوستانه از قبل میان هواداران چنین تشکلی ایجاد کرد تا اساسا هر نشستی بتواند مثمر ثمر باشد.
بر این اساس ما در عین تاکید بر استقلال هر یک از گروه ها معتقد به ایجاد یک فروم در شبکه اینترنت برای ارائه آراء و نظریات میان گروه ها هستیم تا اساسا بتواند زمینه فکری چنین تشکلی آماده شود. ما خود در این زمینه پیشقدم خواهیم شد و از همه گروه های مستقل دعوت می کنیم که نخست مضمون سیاسی-دموکراتیک تشکلی که باید ایجاد شود و سپس شکل متناسب با آن محتوی را به بحث بگذارند تا نخستین گام نزدیکی میان آنها با توجه به رشد و تداوم مبارزه مردم در ایران بوجود آید.
شتابزدگی بدون توجه به پیش شرطهای چنین هدف مهمی تنها می تواند موجب عدم موفقیت آن شود.
کمیته حمایت از مبارزه اعتراضی مردم ایران در مونیخ متن این پیشنهاد را برای سایر گروه ها و کمیته هائی که بوجود آمده اند ارسال می کند تا از نظریات آنها نیز با خبر شود و امکان تبادل نظر را ایجاد نماید.

با احترام
از طرف کمیته حمایت از مبارزات اعتراضی مردم ایران در مونیخ
23/08/2009

Montag, 24. August 2009

ما چه می گوئیم

ما چه می گوئیم
اکنون مدت هاست که کمیته حمایت از مبارزات اعتراضی مردم ایران تاسیس شده است. انگیزه تاسیس این کمیته حمایت از مبارزات مردم ایران در اعتراض به تقلبات انتخاباتی بود. کمیته ما که متشکل از ایرانیان ساکن مونیخ است تصمیم گرفت با دل و جان از این مبارزات حمایت کند چون که خواست مردم ایران را بر حق دانسته و می داند.
این کمیته تشکیلاتی مستقل است و به هیچ حزب و گروه سازمانی تعلق ندارد. برخلاف بسیاری که از این گونه ادعاها استفاده می کنند تا ماهیت خویش را پنهان کنند، فعالیت بی شائبه و صمیمانه این کمیته تا به امروز بهترین گواه دموکراتیک و مترقی بودن و صحت ادعای این کمیته است. درهای این کمیته بر روی همه ایرانیان مترقی و دموکرات ضد رژیم باز است. نوع همکاری با کمیته را هموطنان عزیز می توانند با توجه به شرایط و موقعیت اجتماعی خویش تعیین کنند. ما از هرگونه همکاری استقبال می کنیم.
عدم وابستگی به احزاب و یا سازمانهای سیاسی هرگز به این مفهوم نیست که ما مانند جمهوری اسلامی هوادار ممنوعیت احزاب سیاسی هستیم و یا آنها را تقبیح می کنیم. از نقطه نظر ما رژیمی دموکراتیک است که آزادی احزاب و آزادی فعالیت در احزاب و سازمانها و گروه ها و تجمعات مردمی را تبلیغ کرده و تشویق نماید. باین جهت ما کسی را مغرضانه از شرکت در احزاب و سازمانها منع نمی کنیم. این عمل تصمیم شخصی افراد بوده و به کمیته مربوط نیست.
عدم وابستگی به احزاب و استقلال کمیته از آنها به این مفهوم نیست که این کمیته، یک کمیته فاقد اصولیت است. این کمیته بر اساس اصولی بوجود آمده و بر اساس آن اصول پایدار مانده و بر اساس همان اصول فعالیت خود را ادامه می دهد.
کمیته معتقد است که:
1- علل اصلی مشکلات و مسایل موجود در ایران در تمامیت رژیم جمهوری اسلامی نهفته است. کسیکه واقعا خواهان یک ایران آزاد، آباد، شکوفا و دموکراتیک است، موظف است به مردم بگوید که برای نیل به این هدف باید رژیم جمهوری اسلامی برچیده و دین از دولت جدا گردد. این وظیفه نیروهای آگاه و روشنفکران ایران است که تفاوت راه را از بی راهه به مردم نشان دهند. پس شعار سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی یک شعار مترقی و انسانی است و یکبار برای همیشه از مرگ هزاران نفر مردم ایران جلوگیری کرده و 73 میلیون را از مرگ تدریجی نجات می دهد. مرگ بر جمهوری اسلامی شعاری است که مظهر زندگی است. مانند شعار مرگ بر هیتلر، مرگ بر موسولینی در زمان خودش. مردم ایران در انقلاب بهمن 57 با شعار مرگ بر شاه به میدان آمدند و بساط سلطنت را برچیدند. مرگ بر جمهوری اسلامی یاد آور شعار مرگ بر شاه و هشداری به رژیم جمهوری اسلامی است که به سرنوشت مستبدین و اجنبی پرستان بیاندیشد. البته هستند کسانیکه با تمامیت نظام جمهوری اسلامی مخالف نیستند ولی جسارت بیان نظریات خویش را به علت واهمه از مردم بگونه ای شفاف ندارند. این است که مخالفت خویش با این شعار را با به میان کشیدن پای حقوق بشر توجیه می کنند. نکته ای که در این شعار لازم به توضیح است معنای استعاری است که از واژه ی مرگ در آن استنباط می شود، این نکته ایست که مدافعان حقوق بشر با اعتقاد و استناد به نفی هرگونه اعدام به آن اشاره و انتقاد می کنند. اما واژه ی مرگ در شعار مرگ بر جمهوری اسلامی را تنها می توان به مفهوم سرنگونی و برچیده شدن این نظام فهمید و نه به مفهوم طلب مرگ یا طلب اعدام برای جانداران. با هیچ منطقی اگر سوء نیتی در کار نباشد نمی شود مفهوم آدمکشی را از استعمال واژه مرگ استنباط کرد. وقتی مردم ایران مرگ بر خامنه ای را فریاد می کنند منظورشان این نیست که شخص خامنه ای زودتر بمیرد و مصباح یزدی جای وی بنشیند. شعار مرگ بر خامنه ای بیان آرزوی مردم در برچیده شدن تمامیت این رژیم است که خامنه ای را به مثابه مظهر آن می بینند.
2- این کمیته مخالف آن است که از یک جناح مرتجع مذهبی که دستانش تا آرنج به خون آزادیخواهان ایران آلوده است و سالها در سرکوب مردم دخالت مستقیم داشته است در مقابل جناح دیگر حمایت شود. کمیته ما دست دراز شده هیچ جناحی نیست. دارای استقلال است و به هیچ گروه حاکمیت تعلق یا گرایش ندارد. با مغز خود می اندیشد و بر اساس اعتقاداتش عمل می کند.
3- ما خواهان استقلال و آزادی ایران هستیم و اجازه نمی دهیم اجانب بهر شکل و قیافه و بهر بهانه عوامفریبانه در امور داخلی ایران دخالت کنند. ما معتقدیم که آزادی ایران باید با دست مردم میهن ما صورت بگیرد و نه دخالت اجانب که فقط منافع آزمندانه خویش را در نظر دارند. از سوی دیگر کمیته هرگونه حمایت استعمار طلبانه از رژیم جمهوری اسلامی را- از جانب هر کشوری که بخواهد باشد- محکوم کرده و حمایت و پشتیبانی آنها را از این رژیم در هر شکل و به هر بهانه ای مغایر خواست مردم ایران ارزیابی می کند. ملت ایران از دخالت اجانب زجر فراوان کشیده و با آن مبارزه می کند. پس شعار عدم دخالت خارجی در امور ایران یکی از ارکان تشکیل این کمیته است.
4- ما همانگونه که در شعارهای مردم ایران بازتاب یافته است هوادار استقلال، آزادی و جمهوری ایرانی هستیم. ما در فراخوان خویش در تاریخ 25/07/2009 در روز اعتراض جهانی نسبت به نقض حقوق بشر در ایران، اشاره کردیم که خواهان استقرار جمهوری در ایران هستیم. این کمیته با همه کسانیکه از این اصول دفاع می کنند صرفنظر از ایدئولوژی آنها با قصد حمایت از مبارزه اعتراضی مردم ایران در این مقطع همکاری می کند.
این کمیته نخستین کمیته حمایت از مبارزه مردم ایران بود که در شهر مونیخ تاسیس شد و همه را بر این اساس به همکاری فراخواند. اگر این همکاری نتوانست صورت بگیرد و ما با نمونه های نظیر آن متاسفانه در پاره ای شهرهای دیگر نیز روبرو هستیم بخاطر آن است که این اصول بر شمرده در بالا مورد تائید گروههای دیگر نیست. در حالیکه هر کار مشترک باید بر اساس اصولی مورد قبول صورت بگیرد. کمیته حمایت از مبارزه اعتراضی مردم ایران بر این اساس تشکیل شده و انتشار این بیانیه را از آن جهت لازم می داند که پاسخی به هموطنان عزیزی داده باشد که تفاوت این کمیته را با سایر گروه های موجود در این شهر پرسیده اند. امیدواریم نکاتی که طرح کردیم مورد توجه آنها قرار گیرد و بتوانند سره را از ناسره تشخیص دهند.

Mittwoch, 22. Juli 2009

Montag, 20. Juli 2009

فراخوان

فراخوان

از حقوق انسانها در ایران حمایت کنید

دلم از این خرابیها بود خوش زانکه می دانم

خرابی چونکه از حد بگذرد آباد می گردد.

هموطنان عزیز!

مبارزه مردم ایران برای استقرار دموکراسی و آزادی همچنان ادامه دارد. شیوه های سرکوب ضد بشری جمهوری اسلامی برای خفه کردن مردم ایران موثر نیفتاده است. مردم تصمیم گرفته اند که از زندگی بد بیشتر از مرگ بترسند.

رژیم جمهوری اسلامی با وحشیانه ترین وضعی فرزندان ایران زمین را به قتل می رساند و دغدغه ای بخود راه نمی دهد که به این ترتیب سرمایه های ملی ایران را بر باد می دهد. برای جمهوری اسلامی تنها حفظ حاکمیت آنها مهم است حتی نقاب مذهب برای آنها بهانه ای بیش نیست.

برای جمهوری اسلامی ایران جان انسانها فاقد ارزش است. آنها این اعتقاد خود را در طی سی سال اخیر نشان داده اند. هم اکنون صدها نفر به قتل رسیده و هزاران نفر در زندانهای مخوف جمهوری اسلامی بسر می برند. قتل عام زندانیان سیاسی توسط رژیم جمهوری اسلامی دارای سابقه طولانی است. آزادی زندانیان سیاسی از نظر جمهوری اسلامی یعنی پاک کردن زندانها از زندانیان سیاسی از طریق قتل وحشیانه آنها.

هم اکنون در زندانهای جمهوری اسلامی زندانیان سیاسی در زیر شدیدترین شکنجه های غیر انسانی قرار دارند. به اسرای زندانی بویژه به زنان وحشیانه تجاوز می کنند و سپس اجساد آنها را می سوزانند. خانم ترانه موسوی با سن 28 سال آخرین قربانی آنها در روزهای اخیر است.

این انسانهای قهرمان، این فرزندان ایران جان خویش را از دست می دهند تا مردم ایران بتوانند در آینده در امنیت و با آسایش زندگی کنند. همه آنها به گردن همه مردم ایران حق دارند. ما ایرانیان خارج از کشور حداقل باین ترتیب که فریاد آنها را به گوش جهانیان برسانیم مدیون آنها هستیم و باید در این راه به آنها کمک کنیم. ما از همه شهروندان آلمان که برای انسانیت ارزش قایلند و خود قربانی رژیم سرکوبگر نازی در آلمان بوده اند می خواهیم که از مبارزات مردم ایران حمایت کنند.

هموطنان عزیز!

کمیته حمایت از مبارزات اعتراضی مردم ایران، بعنوان تدارک دهنده، همراه با سایر ایرانیان آزادیخواه و مبارز و متعهد در خارج از کشور، در شهر مونیخ، قصد دارد یک کارزار جهانی را سازمان دهد. هدف این کارزار اعتراض به جنایات رژیم جمهوری اسلامی در ایران و نقض آشکار حقوق بشر است. این کارزار می خواهد صدای مردم ایران را به گوش جهانیان برساند.

ما ایرانیان خارج از کشور با شرکت خود در این کارزار جهانی که در حدود 60 شهر در سراسر جهان بطور همزمان برگزار می شود می طلبیم که:

1- زندانیان سیاسی آزاد شوند.

2- شکنجه اسراء متوقف شود.

3- به حقوق بشر و تعهدات جهانی احترام گذاشته شود و تحقق آن در ایران عملی گردد.

4- ما خواهانیم که وضعیت ناپدید شدگان برای جامعه ایرانی و برای بستگان آنها روشن گردد و از خودسری و تجاوز و تعدی به حقوق مردم ایران دست برداشته شود.

5- ما می خواهیم که عاملین سرکوبهای اخیر دستگیر و در یک دادگاه صالحه و علنی محاکمه گردیده و به سزای اعمال جنایتکارانه شان برسند.

6- ما می طلبیم دست کم به قانون اساسی خودتان که حداقل احترام به خودتان است، احترام بگذارید و از ریاکاری و دروغ بنام تقیه دست بردارید.

کمیته حمایت از مبارزات اعتراضی مردم ایران خواهان اعزام یک هیات بررسی از جانب کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد به ایران است تا از زندانهای ایران بازدید به عمل آورده و گزارش آنرا به گوش جهانیان برساند.

ما معتقدیم که دوران تحجر فکری در قرن بیست و یکم بسر آمده است. دنیای امروز جائی برای حکومتهای مذهبی چه اسلامی و چه غیر اسلامی ندارد. دین باید از دولت جدا شود و به امر خصوصی افراد بدل گردد. کمیته حمایت از مبارزات اعتراضی مردم ایران خواهان جمهوری در ایران است و مذهب را امر خصوصی افراد تلقی می کند.

تحقق خواستهای دموکراتیک مردم ایران، آزادی رسانه های گروهی، مطبوعات، آزادی احزاب و سندیکاهای کارگری، رفع هر گونه سانسور، آزادی اعتصاب و نمایشات خیابانی، تساوی حقوق زن و مرد، تنها بر ویرانه های جمهوری اسلامی ایران امکان پذیر است. حمایت از این یا آن جناح حاکمیت که در کشتار مردم ایران تا کنون دست داشته اند، گمراه کردن مردم، حمایت از تداوم کشتار و نقض حقوق بشر در ایران و همدستی با رژیم جمهوری اسلامی و تقویت نظام جمهوری اسلامی است.

مردم ایران در پیکار خود به این نتیجه رسیده اند که سرنوشت خویش را خود بدست بگیرند و تا کسب کامل این حقوق مبارزه می کنند. Mahnwache am Samstag 25.07.2009, um 17:00 Uhr Am Stachus

Komitee zur Unterstützung der Massenproteste im Iran کمیته حمایت از مبارزات اعتراضی مردم ایران(مونیخ)

www.demokratie-iran.blogspot.com

Im Sinne des Presserechts e.V. Eigendruck in Selbstverlag

Fereidun Montaghemi Milbertshofenerstr. 56, 80807 München

Donnerstag, 16. Juli 2009

Liebe Bürgerinen und Bürger,


weiterhin kämpfen unsere Schwester und Brüder im Iran für die Freiheit, deswegen wollen wir uns am Samstag, den 18. Juli 2009 ab 16:00 in München Neuhaserstr. 8 (Fußgängerzone) versammeln, um sie bei Ihrem Kampf und Widerstand gegen islamische Republik zu
unterstützen.

Wir bitten Euch um Eure Unterstützung.

Komitee zur Unterstützung der Massenproteste im Iran

www.demokratie-iran.blogspot.com

Im Sinne des Presserechts e.V. Eigendruck in Selbstverlag
Fereidun Montaghemi Milbertshofenerstr. 56, 80807 München

دوستان، هموطنان،

مبارزه برای رسیدن به آزادی در ایران همچنان ادامه دارد و ما نیز تا آخرین لحظه، همصدا با عزیزانمان در ایران، مبارزه می‌کنیم و ساکت نمی‌‌نشینیم.


این مبارزه، تنها با اتّحاد همهٔ ما به پیروزی می‌رسد. بیایید همگام و همگاه با سایر هممیهنانمان، حمایت خود را با دستگیر شدگان و قربانیان این جنبش مردمی و مردم آزادی خواه در داخل ایران نشان دهیم.

زمان:

روز شنبه ۱۸ ژولای ۲۰۰۹ ساعت ۱۶:۰۰

مکان:

Neuhauserstr. 8, (Fußgängerzone) , München

کمیته حمایت از مبارزات مردمی ایران (مونیخ)

Montag, 13. Juli 2009

http://www.guardian.co.uk/world/2009/jul/01/iran-protest-arrests-afshin-friend

گزارش نشریه گاردین از شکنجه و آزار جنسی بازداشت شدگان اخیر

حدود ده و نیم بود که از پنجره‌ی مغازه دیدمش. از دور می‌شد تشخیص داد که بازداشت بوده و تازه آزاد شده. تمام صورتش کبود بود، دندان‌هایش را شکسته بودند و دور چشم‌هایش باد کرده بود به طوری که به سختی می‌توانست بازشان کند. بعد از آزاد شدن مستقیم رفته بود خانه ولی پدرش راهش نداده بود. گفته بود: «دیگر جایت توی این خانه نیست.» نگفته بود که بهش تجاوز کرده‌اند. فقط گفته‌ بود که دو هفته بازداشت بوده. من هم اول متوجه نشدم. به من چیزی نگفت، تا این‌که دکتر تشخیص داد و خودش هم تأیید کرد.
هیچ‌کس توی خانواده‌اش مدرسه نرفته. مادرش مرده ولی چندتا خواهر و برادر دارد. به او حسودی می‌کنند چون دیپلمش را رفته. آدمی است خیلی معمولی،‌ دوست‌دختر دارد، هجده سالش است و چهارشانه است و قدبلند. قبلش اهل سیاست هم نبود. موقع انتخابات آمد از من پرسید که به نظرم به چه کسی رأی بدهم. به من اعتماد دارد. پدرش طرفدار احمدی‌نژاد است و یک سال است که به او می‌گوید منافق.
در یکی از شهرستان‌های اطراف شیراز مغازه دارم. امروز صبح زود از بازداشتگاهی در مرکز شهر آزاد شد. خودت می‌دانی کجاست. مسافت زیادی را پیاده آمد تا رسید به ستاد، بعد تاکسی گرفت و به تاکسی گفت که پول ندارد. تاکسی هم او را تا ترمینال آورد. بعد سراغ راننده‌ای رفت که می‌شناخت او هم بی‌آن‌که پولی بگیرد آوردش تا همین شهر ما.
روی صندلی افتاد. سؤال‌ها را من شروع کردم. آری، بازداشت بوده. اولین چیزی که گفت این بود که جایی را ندارد برود. آیا می‌تواند یکی دو روزی پیش من بماند؟ گفتم اگر می‌تواند یکی دو ساعت صبر کند تا بعد با هم به خانه برویم. موافقت کرد. به یکی از دوستان پزشکم زنگ زدم تا بیاید خانه او را ببیند. بعد بردمش خانه.
کتف و بازویش پارگی داشت. زخم بود. صورتش هم علاوه بر کوفتگی زخم شده بود. استخوان‌هایش نشکسته بود ولی تمام بدنش ضرب دیده بود. می‌خواستم از او عکس بگیرم که نگذاشت. دکتر گفت تنها چهارتا از دندان‌هایش سالم مانده، بقیه‌اش شکسته. نمی‌شد حرف‌هایش را فهمید. آن‌وقت دکتر توضیح داد چه اتفاقی افتاده. پارگی مقعد داشت و دکتر احتمال خونریزی روده‌ی بزرگ می‌داد. گفت باید به سرعت ببریمش بیمارستان. گفت برایش بدن باقی نگذاشته‌اند، این دیگر آدم بشو نیست.
دکترش آدم ترسویی است ولی تمام روزش را صرف او کرد. هرکه بود از دیدن صحنه شوکه می‌شد.
در بیمارستان به اسمی دیگر پذیرفتندش. دفترچه‌ی بیمه‌ی کس دیگری را نشان دادیم. پرستارها گریه می‌کردند، به خصوص دوتایشان که مرتب می‌پرسیدند کدام حیوانی او را به این روز انداخته. چهارساعت بی‌هوش بود، آرام‌بخش که تزریق کردند به هوش آمد. همراهان سایر مریض‌ها جمع شده بودند ببینند چه بلایی سرش آمده.
بعد به هوش آمد. کاملاً درهم شکسته بود. می‌گفت پول‌تان را برای من دور نریزید، وقتی از بیمارستان مرخص بشوم خودم را می‌کشم. بیشتر از همه از این ناراحت بود که نتوانسته در کنکور شرکت کند.
دوشنبه دو هفته پیش گرفته بودندش. جمعی از جوان‌های درشت‌اندام سپر انسانی دور تظاهرات‌کنندگان تشکیل داده بودند. او هم یکی از آن‌ها بوده. می‌گفت توانسته چندتا از یگان‌های ویژه را بزند. آن‌ها را به درون جمعیت می‌کشیده‌ و کتک‌شان می‌زده‌اند. ولی گوشه‌ای گیرش آورده‌اند و روی سرش ریخته‌اند.
«مرا تا شب توی ماشین حبس کرده بودند. بعد منتقلم کردند به سلول انفرادی. دو روز در سلول انفرادی بودم. مرتباً بازجویی‌ام می‌کردند، کتک‌ام می‌زدند و از سقف آویزانم می‌کردند. بهش می‌گویند جوجه‌کباب. دست و پای آدم را به هم می‌بندند و از سقف آویزان می‌کنند، بعد می‌چرخانندت و با کابل می‌زنند. می‌گفتند اگر همکاری نکنی جوجه‌کباب‌ات می‌کنیم.
«روزی یک وعده غذا می‌دادند و آب گرم برای نوشیدن. سیلی مکرر جزو مجازات‌ها بود. در بازجویی‌ها مرتباً می‌پرسیدند که آیا از خارج دستور گرفته‌ام؟ بعد مرا پیش قاضی بردند که قرار بود حکم نهایی را صادر کند. مرا به دو میلیون و پانصد هزار تومان جریمه محکوم کرد و دوسال زندان تعلیقی و تعزیری. گویا تمامش ظاهرسازی بود. فکر کردم از بازداشتگاه می‌برندم زندان. ولی مرا به جایی فرستادند که اسمش را گذاشته‌اند «اتاق گردن‌کلفت‌ها». چند جوان دیگر هم به سن و سال من آنجا بودند. از یکی از مأمورها پرسیدم که چرا مرا به زندان نفرستاده‌اند. گفت هنوز چند روزی باید مهمانمان باشی.
«در حین بازجویی از من خواستند که تعهد بدهم و اعتراف کنم. نکردم. گفتند «از دوستان‌ات بپرس که با کسانی که همکاری نمی‌کنند چه کار می‌کنیم.» بقیه را هم دوشنبه بیست و پنجم گرفته بودند. نگران بودم که نکند مردم از خیابان‌ها رفته باشند و تظاهرات ساکت شده باشد. با هم‌سلولی‌هایم مشورت کردم چه کار کنم. هیچ‌کس نظری نداشت. وسوسه شدم اعتراف کنم ولی نکردم. از روز سوم دوباره شروع کردند به کتک زدن. روز بعد،‌ دوباره بازجویی کردند و ریختند روی سرم. اصرار داشتند که از خارج دستور می‌گرفته‌ام. من هم می‌گفتم که صرفاً به رأیم اعتراض داشته‌ام. شنبه یا یکشنبه (روز پنجم یا ششم) بود که برای اولین بار به من تجاوز کردند. سه چهار مأمور درشت‌هیکل که قبلاً ندیده بودیم وارد شدند. گفتند «ما با گردن‌کلفت‌ها جور دیگری رفتار می‌کنیم.» بعد سروقت من آمدند و شروع کردند به پاره کردن لباس‌هایم. فهمیدم چه قصدی دارند و سعی کردم از خودم دفاع کنم. دونفرشان مرا روی زمین خواباندند و نفر سوم کارش را کرد. آن‌هم در مقابل سایر بازداشت‌شدگان. آن‌ها هم کاری از دست‌شان برنمی‌آمد. نمی‌توانستم ببینم‌شان اما شنیدم که تحرکی کردند و کتک‌شان زدند. چهار پنج دقیقه بیشتر طول نکشید. به هم‌سلولی‌هایم گفتند «ببینید ما با گردن‌کلفت‌ها چه کار می‌کنیم.» بعد رفتند.
«هم‌سلولی‌هایم به خصوص یکی‌شان که سن‌اش بیشتر بود مرا دلداری می‌دادند. می‌گفتند کسی با این کار شخصیت‌اش خرد نمی‌شود. می‌گفتند باید پیه‌اش را به تن‌ات می‌مالیدی.
«هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم واقعاً چنین کاری بکنند. شنیدن‌اش خیلی فرق دارد با این‌که ببینی دارد چه به سرت می‌آید. به‌خصوص من که همیشه خودم را قوی می‌دانستم.
«در روزهای بعد این کار را با دو هم‌سلولی دیگر هم کردند. بعدش دیگر روال عادی شد و هر روز این کار را می‌کردند. مردی که بار اول این کار را با من کرده بود یکبار گفت «من باز هوس این خوشگل را کرده‌ام» ولی دیگران به او یادآوری کردند که «نه، به نوبت.» آن‌قدر ضعیف شده بودیم و کتک خورده بودیم که کاری از دست‌مان برنمی‌آمد. اولین‌بار که این کار را با کسی دیگر کردند سعی کردم واکنشی نشان بدهم ولی چنان کتکم زدند که باقی‌اش را یادم نمی‌آید. آن‌گاه دوباره منتقلم کردند به سلول انفرادی.
«بازجویی‌ها دوباره شروع شد. در سه روز قبل بازجویی در کار نبود، فقط کتک می‌زدند. می‌گفتند «حالا آدم شدی؟ فهمیدی ما با گردن‌کلفت‌ها چه کار می‌کنیم؟ اگر آدم نشوی می‌فرستیم‌ات عادل آباد بند بچه‌بازها که هرروزت همین باشد.»‌آن‌قدر ضعیف شده بودم که نمی‌دانستم چه جوابی بدهم. آن‌وقت گفتند باید رابط‌هایت را افشاء کنی. گفتم رابطی ندارم و خبر تظاهرات را از روی اینترنت گرفته‌ام و به نظرم کار درستی آمده و شرکت کرده‌ام. آن روز شلواری به من دادند چون شلوار خودم دیگر قابل استفاده نبود.
همین رویه ادامه داشت تا امروز صبح که آزد شدم. بعضی وقت‌ها دوبار در روز این کار را می‌کردند. سه‌شنبه حتا یادم نمی‌آید که چه کار کردند.
«اما این را می‌دانم که از کارشان لذت می‌بردند و قصدشان فقط شکنجه‌ی من نبود. احتمالاً به همین دلیل هم مرا از دیگران جدا کردند. از من خوش‌شان آمده بود. به غیر از یکی‌شان، بقیه‌شان درشت‌هیکل بودند. در هفته‌ی آخر، دیگر بازجویی و کتک زدن در کار نبود. فقط تجاوز می‌کردند و سلول انفرادی.»
این چیزهایی است که او تعریف کرده. ولی نه به این صورت. باید جاهای خالی اش را با حدس و گمان پر می‌کردم و از او می‌پرسیدم تا تأیید کند. رنج جسمی و روانی فراوانی برد تا این‌ها را تعریف کند و در میانش می‌زد زیر گریه. از او خواستم که این کار را بکند شاید سودی به حال کسانی داشته باشد که به وضعیت مشابهی دچارند.

کمیته حمایت از مبارزات اعتراضی مردم ایران

azadi.novin@gmail.com

www.demokratie-iran.blogspot.com

Donnerstag, 9. Juli 2009

فراخوان به تظاهرات سراسری

دوستان، هموطنان،

مبارزه برای رسیدن به آزادی در ایران همچنان ادامه دارد و ما نیز تا آخرین لحظه، همصدا با عزیزانمان در ایران، مبارزه می‌کنیم و ساکت نمی‌‌نشینیم.


این مبارزه، تنها با اتّحاد همهٔ ما به پیروزی می‌رسد. بیایید همگام و همگاه با سایر هممیهنانمان، حمایت خود را با دستگیر شدگان و قربانیان این جنبش مردمی و مردم آزادی خواه در داخل ایران نشان دهیم.

زمان:

روز شنبه ۱۱ ژولای ۲۰۰۹ ساعت ۱۶:۰۰

مکان:

Neuhauserstr. 8, (Fußgängerzone) , München

کمیته حمایت از مبارزات مردمی ایران (مونیخ)

Aufruf

Liebe Bürgerinen und Bürger,

weiterhin kämpfen unsere Schwester und Brüder
im Iran für die Freiheit, deswegen wollen wir uns am Samstag, den 11. Juli 2009 ab 16:00 in München Neuhaserstr. 8 (Fußgängerzone) versammeln, um sie bei Ihrem Kampf und Widerstand gegen islamische Republik zu unterstützen.

Wir bitten Euch um Eure Unterstützung.

Komitee zur Unterstützung der Massenproteste im Iran

www.demokratie-iran.blogspot.com

Im Sinne des Presserechts e.V. Eigendruck in Selbstverlag
Fereidun Montaghemi Milbertshofenerstr. 56, 80807 München

Dienstag, 7. Juli 2009

فراخوان به تظاهرات سراسری

جمعی‌ از دوستان این خبر را به ما دادند:


هممیهنان، ایرانیان خارج از کشور، بیائیم به پیکار هم میهنان خود در ایران و سراسر نقاط جهان علیه رژیم استبدادی جمهوری اسلامی یاری رسانیم!!!

روز 18 تیر امسال را همگاه، همگام و هماهنگ با سایر هم میهنان خود در سراسر جهان برای پشتیبانی وهمبستگی با جنبش آزادیخواهی مردم بپاخاسته ایران در جهت سرنگونی رژیم استبدادی جمهوری اسلامی و برقراری یک نظام مردم سالار مبتنی بر موازین شناخته شده و جهانشمول حقوق بشر در گرد همآیی زیر بیش از پیش شرکت فعال نموده و فریاد آزادیخواهی خود را رساتر از همیشه به گوش جهانیان برسانیم.

زمان: پنجشنبه 9.7.2009

ساعت: 19:15 تا 21:15 بعد از ظهر

مکان: Nähe Karlsplatz(Stachus)

Neuhauserstraße. 8

80331 München

جمعی ازایرانیان آزادیخواه مقیم مونیخ

Samstag, 4. Juli 2009

سخنی در باره خودمان


پیشگفتار

از بدو آغاز فعالیت کمیته ی حمایت از مبارزات اعتراضی مردم ایران که در عین حال، هدف آگاه ساختن مردم ایران را در دستور کار خود قرار داده است، سنگ اندازی و اخلال از جانب جریانهائی که مدافع نظام جمهوری اسلامی هستند، آغاز شده است و ما در نخستین هشدار باش خود به هممیهنان خویش به آن اشاره کردیم. نظر کمیته ما بر آن است ،که تنها بر ویرانه های رژیم جمهوری اسلامی، امکان بنای یک ایران آزاد و آباد و شکوفان وجود دارد. کمیته ما برای حمایت از این یا آن جناح حاکمیت اسلامی تاسیس نشده است و دست دراز شده هیچ جناحی نیست. ما از مبارزه مردم ایران حمایت می کنیم و از هر گونه دخالت خارجی در ایران که تاثیرات شوم آنرا در تاریخ کشورمان تا کنون دیده ایم، بیزاریم.

با توضیح این مقدمه کوتاه تمایل داریم به پاره ای انتقادات، پیشنهادات شرکت کنندگان در جنبش اعتراضی در خارج از کشور در حمایت از هممیهنانمان پاسخ گوئیم.

نخست اینکه پاره ای از هموطنان ایراد می گرفتند که به چه مناسبت عکسهای نمایشات اعتراضی و فیلمهای مربوطه را در تارنمای خویش قرار نمی دهیم و یا با تاخیر این کار را می کنیم. باید گفت که هم امکانات فنی ما محدود است و هم توانائیهای مجریان و فعالین بی نهایت نیست که تمام وقت، در خدمت این فعالیت باشند. برای رفع این نقیصه ها، ما دست هر کس را که بخواهد به این تارنمای مترقی یاری برساند، می فشاریم.

پاره ای از شرکت کنندگان برعکس معترض بودند، که چرا عکسبرداری و فیلمبرداری می شود و این فیلمها در شبکه اینترنت برای همگان قابل دسترسی است و پیشنهاد می کردند از این کار خودداری شود. در این زمینه بیان چند نکته ضروری است. نخست اینکه در این نمایشات، افراد بیشماری با تلفنهای همراه خود بطور آشکار عکس می گیرند که برگزارکنندگان نمایشات اعتراضی، نمی توانند از آن ممانعت به عمل آورند. عکسبردارهای غیر آشکار که بهر صورت غیر قابل کنترل بوده و منعش از حدود توانائیهای ما خارج است. پلیس آلمان نیز از همه شرکت کنندگان در این نمایشات فیلمبرداری می کند. این عمل از نظر قانونی جرم نیست. دوم آنکه، هدف از برگزاری این نمایشات حمایت از مردم ایران است و باید به آنها دستآوردهای مبارزات مردم در خارج از کشور را نشان داد، تا آنها بدانند که هموطنان آنها در خارج بی کار ننشسته اند و فریاد آنها را به گوش جهانیان می رسانند. این عمل بدون فیلمبرداری و بازتاب آن در شبکه اینترنت میسر نیست. نگاهی به شبکه اینترنت، نشان می دهد که صدها هزار ایرانی در خارج از کشور، در این نمایشات در اقصی نقاط جهان شرکت کرده و تصاویرشان در شبکه اینترنت قابل رویت است. اجرای پیشنهادات این دوستان در عمل به معنی خود سانسوری بوده و نقض غرض است. ما نمی توانیم نمایشات “مخفی“ برگزار کنیم که کسی نتواند از وجود آن واقف شود. برعکس کار ما باید دارای وسیعترین بازتاب باشد. شرکت کنندگان در این نمایشات باید روی این حساب کنند که ممکن است تصاویرشان در نشریات خارجی و تلویزیونها بازتاب یافته و بر سر آنتنها پخش شود. بهمین جهت نیز ما با مطبوعات و رسانه های گروهی تماس می گیریم و از انعکاس اخبار نمایشات اعتراضی خویش ، همراه با عکس و تفصیلات در رسانه های آنها و در سطح جهانی مسروریم. باین جهت ، نظر ما بر این است که هر شرکت کننده در نمایشات خود باید تلاش کند نوع آرایش خود را طوری برگزیند که خطری تهدیدش نکند. برگزار کنندگان تظاهرات نمی توانند و قادر نیستند این مسئولیت را بعهده گیرند.

البته اگر کسی تصویرش در تارنمای ماست و تمایلی ندارد که آن نشان داده شود می تواند با مسئولین کمیته تماس برقرار کرده و برای حذف آن صحبت کند. ما آمادگی هر گونه همکاری با هموطنان خویش را در این زمینه ها داریم. این تماس شخصی ، از آن جهت لازم است که همانگونه که در مقدمه این سخنان بیان کردیم ، پاره ای افراد با ادعاهای بی جا و خلاف واقع و با جا زدن خود بجای دیگران، خواهان حذف تصاویر دیگران می شوند که به آنها اساسا ربطی ندارد. زیرا چنین افرادی از اساس ، مخالف افشاءگری علیه سلطه استبدادی رژیم جمهوری اسلامی هستند و در کار مبارزات ما خرابکاری می کنند. ولی بهر صورت پیروزی از آن ملت است. کمیته ما برای هر نوع انتقاد و پیشنهاد دارای گوش شنواست. با ما همکاری کنید تا بتوانیم بهترین نتایج را به کف آوریم.