Donnerstag, 4. März 2010

Mittwoch, 24. Februar 2010

تظاهرات اعتراضی در روز13 مارس2010

فراخوان
رژیم جمهوری اسلامی در خارج از کشور در پی‌ آرایش خود است
.
هموطنان عزیز! یاران!
رژیم جمهوری اسلامی بعد از ۳۱ سال جنایت و خیانت دیگر نه در میهن ما و نه در خارج از میهن ما از آبروئی برخوردار است.
رژیم جمهوری اسلامی ۳۱ سال است که در ایران انتخابات تقلبی برگزار کرده، آزادیهای دموکراتیک را سرکوب نموده، زندانها را از زندانیان سیاسی پر کرده، به دختران و پسران در زندانها تجاوز کرده و آنها را به عنوان گروگان نگاه داشته است. این جنایت نه امر جدید و نه کشف جدیدی است.
اعتراض توده مردم میهن ما که خشم فروخفته خویش را به مناسبت انتخابات تقلبی اخیر بیان کردند، نخستین اعتراض آنها در عرض این ۳۱ سال اخیر نبود. ولی‌ نخستین جنبش همگانی بود که در آن مردم خواهان سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی شدند و با شعارهای مرگ بر دیکتاتور، مرگ بر خامنه‌ای به میدان آمدند و حاضر شدند به بهای مایه گذاردن از جان خویش، ارزشهای مورد احترام جهانی‌ را در ایران نیز طلب کنند. رژیم جمهوری اسلامی که بویژه در اثر مبارزات اخیر بی‌ آبرو شده است، می‌خواهد با برگزاری جشن و ضیافت و دعوت از ایرانیان برای شرکت در آنها با روش تهدید و نان قندی برای خویش آبروئی دست و پا کند. این رژیم به عده‌ای مشاطه گر در خارج از کشور نیاز دارد تا چهرهٔ کریه آنها را در افکار عمومی آرایش کنند. رژیم جمهوری اسلامی این فعالیتها را در بسیاری از شهرها آغاز کرده است.
ما از شما هموطنان عزیز می طلبیم که برای اعتراض به خون‌هائی‌ که در ایران برای آزادی فرزندان سرزمینمان بر زمین ریخته شده، برای احترام به حقوق بشر، برای احترام به مادران داغدار و اسرای زجر کشیده، از شرکت در این جشن ها خودداری کنید و آنرا افشاء و تحریم نمائید.
ما توجه هموطنان خویش را به نکات زیرین جلب می کنیم.
کمیته حمایت از مبارزات اعتراضی مردم ایران(مونیخ) تصمیم گرفت در مقابل هتل هیلتون که قرار است جشن کنسولگری در آنجا برگزار شود به تظاهرات بپردازد. اجازه این تظاهرات را نیز به عنوان تنها تشکل ایرانی از مسئولین انتظامات شهر مونیخ دریافت کرد. مدتی پس از صدور اجازه تظاهرات، پلیس مونیخ به ما خبر داد که مسئولین هتل هیلتون پس از مراجعه پلیس به آنها مدعی شده اند چنین جشنی برگزار نمی شود. این که رژیم جمهوری اسلامی سیاستش را تغییر داده باشد هنوز بر ما روشن نیست. آنچه مسلم است این است که کمیته حمایت از مبارزات اعتراضی مردم ایران(مونیخ) تنها تشکلی است که می تواند در مورد برگزاری و یا عدم برگزاری این تظاهرات تصمیم بگیرد زیرا مجوز برگزاری تظاهرات را کسب کرده است. هرگونه اطلاعیه دیگری که با ادعاهای نادرست و جعلی بخواهد در روند این آکسیون ضد رژیم جمهوری اسلامی اخلال کند از درجه اعتبار ساقط است و ما نظر هممیهنان خویش را به این اطلاعیه های جعلی برای برهم زدن آکسیون ضد جشن کنسولگری جلب می کنیم. برای اطلاع دقیق از تصمیم کمیته مبنی بر برگزاری و یا لغو این نمایش اعتراضی به شبکه اینترنت در سایت کمیته مراجعه کنید. ما شما را در جریان آخرین تحولات قرار می دهیم.
ما از شما هموطنان عزیز می طلبیم در فعالیت‌های اعتراضی کمیته حمایت از مبارزات اعتراضی مردم ایران(مونیخ) شرکت کنید. این فعالیتها عبارتند از:
۱- احتمالا نمایش اعتراضی در مقابل “هتل سیتی هیلتون“ در روز ۱۳ ماه مارس از ساعت ۱۷ بعد از ظهر به مناسبت برگزاری جشن تبلیغاتی نوروز کنسولگری با مخارج گزاف از ثروت مردم میهن ما. مجوز برگزاری این تظاهرات از جانب کمیته دریافت شده است.
Hilton Munich City Hotel
Rosenheimerstr. 15
81667 München

۲- برگزاری شب چهار شنبه سوری در مقابل کنسولگری ایران با پریدن از روی آتش، خواندن سرود، اجرای موسیقی و همبستگی با مبارزات مردم ایران که در این روز با خواست سرنگونی رژیم به نمایشات وسیع اعتراضی خواهند پرداخت. ما با این اقدام نه تنها رژیم بربرمنش جمهوری اسلامی ایران را افشاء می کنیم بلکه همبستگی خویش را نیز با مردم ایران نشان می دهیم. این اعتراض در روز ۱۶ ماه مارس ساعت ۱۷ بعد از ظهر خواهد بود.


اجازه این آکسیونها را کمیته حمایت‌ از مبارزات اعتراضی مردم ایران از مسئولین انتظامات شهر رسما دریافت کرده است.
کمیته حمایت از مبارزات اعتراضی مردم ایران(مونیخ)
azadi.novin@gmail.com
http://www.demokratie-iran.blogspot.com/
Komitee zur Unterstützung der Massenproteste im Iran




Freitag, 12. Februar 2010






گزارش نمایش اعتراضی ایرانیان مقیم مونیخ در مقابل کنسولگری رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی در سالروز انقلاب بهمن

کمیته حمایت از مبارزه اعتراضی مردم ایران در روز 11 فوریه 2010 مطابق با 22 بهمن روز انقلاب ناتمام ایران، ایرانیان مقیم مونیخ را فرا خواند تا در مقابل کنسولگری رژیم جمهوری اسلامی تجمع کنند و نفرت خویش را از رژیم جنایتکار حاکم بر ایران و در همبستگی با مبارزات دموکراتیک مردم ایران ابراز دارند.

در بسیاری از شهرهای جهان دراین روز تاریخی ایرانیان به اعتراض علیه رژیم جمهوری اسلامی که مایه ننگ تاریخ بشریت است دست زدند. در ایرانیان مترقی و متعهد به این فراخوان کمیته پاسخ مثبت دادند و در حالیکه برف می بارید و 7 درجه سرمای زیر صفر وجو داشت صد نفر ایرانی در مقابل کنسولگری تجمع کردند و به تظاهرات پرداختند.

ایرانیان به سینه های خود شعار “من یک مخالفم، مرا هم اعدام کنید“ حمل می کردند.

این تظاهرات مرکز ثقل مهمی داشت.


1- حمایت از مبارزات مردم ایران و همبستگی با مبارزات دموکراتیک آنها

2- ایرانیان با اصل ارتجاعی ولایت فقیه مخالف بودند و یکپارچه برای سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی شعار می دادند. مرگ بر جمهوری اسلامی، سرنگون باد جمهوری اسلامی، مرگ بر دیکتاتور، استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی از خواستهای اساسی این نمایش اعتراضی بود.


شعارهای این نمایش اعتراض شامل نکات زیرین بود:


مرگ بر اصل ولایت فقیه

استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی

سرنگون باد نظام جمهوری اسلامی

آزادی اندیشه با ریش و پشم نمیشه.

مدعی عدالت خجالت خجالت.

هموطن هموطن حمایتت می کنیم.

ایرانی میمرد ذلت نمی پذیرد.

می جنگیم میمیریم ایران را پس می گیرم.

نظام دینی نمی خوایم رهبر زوری نمی خوایم.

دیکتاتور اسلامی مرگ به نیرنگ تو.

خون جوانان ما می چکد از چنگ تو.

مرگ بر این نظام مردم فریب.

دموکراسی دینی دولت سیب زمینی.

ایرانی آزاده حمایتت می کنیم.

ایرانی با غیرت حمایت حمایت.

“آن خس و خاشاک توئی

پست تر از خاک توئی

شور منم

نور منم

عاشق رنجور منم

زور توئی

کور توئی

هاله بی نور توئی

دلیر بی باک منم

مالک این خاک منم“

این ماه، ماه خونه/ سید علی سرنگونه

ای رهبر آزاده / تجاوز هم آزاده؟

خامنه ای حیا کن/ سلطنتو رها کن

ما ولی نمی خواهیم/ سیدعلی نمی خواهیم

احمدی کم آورده/ شعبون بی مخ آورده
اگر بسیجی نبود/ ترانه پیش ما بود

اگر بسیجی نبود/ سهراب پیش ما بود

اگر بسیجی نبود/ ندا پیش ما بود
بسیج بی حیایی/ مزدور مافیایی
آدم کش بی غیرت/ دستش توخون ملت
خامنه ای بدونه / بزودی سرنگونه

خامنه ای قاتله / کل نظام باطله

مرگ بر ستمگر/ چه شاه باشه، چه رهبر

مرگ بر دیکتاتور

جمهوری اسلامی فانوس رو به باد است

خامنه ای حیاکن / سلطنت و رها کن

حسین حسین شعارشون/ تجاوز افتخارشون

ما ملتیم ، نه امت/ ما نور می خوایم ، نه ظلمت

احمدی کم آورده/ شعبون بی مخ آورده

جمهوری اسلامی فانوس رو به باد است

زندانی سیاسی ازاد باید گردد

حسین حسین شعارشون/ کهریزک افتخارشون

در کنار فریاد کردن این شعارها سرودهای “ای ایران و یار دبستانی“ خوانده شد.

شعارهای آلمانی ما عبارت بودند از:

مرگ بر رژیم جمهوری اسلامی.

زندانیان سیاسی را آزاد کنید.

زنده باد همبستگی جهانی.

آزادی برای انسانها در ایران.

چندین بار در طی تظاهرات پاره ای از خواستهای ما به زبان آلمانی به صورت متن زیرین قرائت گردید:



Wir fordern:


1. Freiheit für alle politischen Gefangenen im Iran!

2. Ein Ende der Folter!

3. Respekt der Menschenrechte und deren Durchsetzung im Iran!

4. Klärung der Situation der Vermissten und Ermordeten für deren Angehörige und die iranische Gesellschaft und ein Ende der Willkür und der permanenten Vergewaltigung der Menschenrechte!

5. Die Verurteilung der Verantwortlichen vor ordentlichen Gerichten!.

6. Gleichheit für alle, unabhängig von Herkunft, Geschlecht, Rasse oder anderer Merkmale!


Komitee zur Unterstützung der Massenproteste im Iran

www.demokratie-iran.blogspot.com


خواستهای ما عبارتند از:

آزادی همه زندانیان سیاسی در ایران

قطع شکنجه

احترام به حقوق بشر و اجرای آن در ایران

روشن کردن وضعیت مفقودشدگان و به قتل رسیدگان برای خانواده آنها و برای جامعه ایران و پایان خودسری و تجاوز مستمر به حقوق بشر

محکومیت مسئولین در مقابل یک دادگاه قانونی

تساوی حقوق برای همه صرفنظر از منشاء، جنسیت، نزاد و یا هر مشخصه دیگر

برای تدارک این آکسیون مطالب زیرین در طی هفته ها قبل منتشر و در سطح شهر همراه با یک آفیش فراخوان به این تظاهرات پخش شد:

Ich bin Euer Gegner! Richtet mich auch hin!

Demonstration vor dem Konsulat des Islamischen Republik Iran, Mauerkircherstr. 59

Am 11.02.2010

Um 15:00 Uhr


Das Komitee zu Unterstützung der Massenproteste im Iran ruft zu einer Demonstration am 11. Februar, am Jahrestag der iranischen Revolution, auf, um seine Solidarität mit dem iranischen Widerstand kundzutun.

An diesem Tag werden sich mutige, freiheitsliebende Iranerinnen und Iraner erneut auf die Straßen begeben und einen freien, unabhängigen, demokratischen Iran fordern. Mit Parolen wie „Nieder mit der Diktatur“, „Nieder mit Welayat e Faghih“ fordern sie Menschenrechte, Demokratie und Gleichberechtigung zwischen Mann und Frau in einer freien, sicheren Gesellschaft.

Sie werden die Parole „Ich bin euer Gegner! Richtet mich auch hin!“ auf ihrem Körper tragen, um die Schandtaten des islamischen Regimes anzuprangen.

Wir werden uns vor dem Konsulat versammeln, um gemeinsam gegen das diktatorische islamische Regime im Iran zu protestieren, die Ablösung dieser Diktatur und die freidemokratische Willensbildung im Iran zu fordern. Wir werden der Welt zeigen, dass unser Kampf unermüdlich weitergehen wird bis dieses diktatorische Regime verschwunden ist und ein demokratischer und freiheitlicher Iran seine Stelle unter den Ländern der Welt eingenommen hat, frei von Angst und Repression und den Menschenrechten verpflichtet.

Wir werden mit unserer Solidarität der Welt zeigen: „WIR sind ZUSAMMEN!“

Hoch die Internationale Solidarität!!!



Donnerstag, 4. Februar 2010

من یک مخالف هستم مرا هم اعدام کنید.


تظاهرات اعتراضی در روز 11 فوریه 2010



در ساعت 3 بعد از ظهر در مقابل کنسولگری جمهوری اسلامی ایران در مونیخ



هموطنان عزیز، یاران!

کمیته حمایت از جنبش اعتراضی مردم ایران مصادف با 22 بهمن روز انقلاب ایران همراه و هماهنگ با مردم ایران و برای همبستگی با آنها دست بیک نمایش اعتراضی در مقابل کنسولگری جمهوری اسلامی ایران می زند. در این روز در ایران همه مبارزان میهندوست که خواهان ایرانی مستقل، آزاد، دموکراتیک، مردمی و متکی بر عدالت اجتماعی هستند، از تساوی حقوق زن و مرد و تحقق حقوق بشر و حقوق دموکراتیک دفاع می کنند و می خواهند در جامعه ای سرشار از امنیت زندگی آسوده ای داشته باشند به خیابان آمده و در مقابل صحنه سازیها و نمایشات فرمایشی و مسخره رژیم جمهوری اسلامی ایران دست باعتراض می زنند. آنها شعار می دهند: “مرگ بر دیکتاتور“، “مرگ بر اصل ولایت فقیه“

مردم به روی سینه های خود شعار زیر را حمل می کنند: “من یک مخالف هستم مرا هم اعدام کنید“. و این شعار چقدر برای رژیم جمهوری اسلامی که خود را مظهر رافت جا می زند ننگین است. ما صدای مردم ایران را بگوش جهانیان می رسانیم و نشان می دهیم که برای ایرانی، آزاد، مستقل، دموکراتیک و مردمی مبارزه می کنیم و ما همه با هم هستیم.

آدرس تماس با کمیته:


آدرس ایمیل:

azadi.novin@gmail.com

آدرس وبلاگ:

http://demokratie-iran.blogspot.com/

Facebook Account

Azadi Novin

آدرس در twitter:

https://twitter.com/azadinovin


آدرس کنسولگری جمهوری اسلامی ایران در مونیخ:


Mauerkirchnerstr. 59, München.

گزارش نشست 31 ژانویه و تلخیص سخنرانی آقای فریدون منتقمی در نشست 31 ژانویه

در تاریخ 31 ماه ژانویه ایرانیانی که می خواستند در زیر لوای “ما همه با هستیم“ برای یک ایران مستقل از اجانب، برای دموکراسی و آزادی برای عدالت اجتماعی و جمهوری دموکراتیک ایرانی مبارزه کنند و یا با نظریات کمیته حمایت از جنبش اعتراضی مردم ایران آشنا شوند در شهر مونیخ حضور بهم رساندند.
برنامه نشست شامل نکات زیرین بود:
پخش موسیقی و نمایش فیلم مبارزات مردم بخش اول.
سخنرانی آقای فریدون منتقمی دبیر سابق کنفدراسیون جهانی محصلین و دانشجویان ایرانی در خارج از کشور پیرامون تحلیلی از مبارزات اخیر مردم ایران.
پرسش و پاسخ پیرامون نقطه نظریاتی که ابراز شده و نظریات سایر جریانهای اپوزیسیون.
نمایش بخش دوم فیلم مبارزات مردم.
اجرای موسیقی زنده (نواختن سنتور) توسط هنرمند عزیز آقای داریوش شیروانی.
همزمان با این نشست، نمایشگاه تصاویر مبارزات و شعارهای مردم از طریق تزئین سالن به مهمانان معرفی گردید.
خلاصه سخنرانی که بزودی بخشهائی از آنرا در یوتیوپ مشاهده خواهید کرد چنین بود.

سخنران نخست در مورد تداوم مبارزه مردم ایران از انقلاب مشروطیت تا کنون که همیشه بر ضد روحانیت و سلطنت بوده است سخن گفت. انقلاب بهمن باید به سلطه اجنبی در ایران و رژیم سلطنتی خاتمه می داد و رژیم جمهوری برپا می ساخت که بیان همه آرزوهای سرکوب شده ملت ایران ازانقلاب مشروطیت تا به امروز بود. ایران ما بیش از یک قرن است که می جوشد تا به خواستهای دموکراتیک و عدالتجویانه خویش در چارچوب یک رژیم جمهوری دست پیدا کند. مردم ایران نمی توانند ولایت فقیه را چه با تاج و چه با عمامه بپذیرند. نمی شود با کسی به اعتبار گروه خونی و یا به اعتبار اعتقادات مذهبی بیعت کرد. حاکمیت ناشی از ملت است و باید تنها با ملت ایران با مردم ایران بیعت کرد. مبارزه مردم ایران در 22 خرداد مبارزه جدیدی نیست این مبارزه همان مبارزه ای است که از انقلاب مشروطیت آغاز شده و تا تحقق خواستهای ریشه ای و بنیادی مردم ایران ادامه دارد. در ایران به علت مداومت مبارزه مردم همیشه وضعیت اضطراری برپا بوده و زندان و شکنجه اعدام در دادگاههای دربسته نظامی و یا مذهبی برقرار بوده است.


جنبش 22 خرداد باین اعتبار یک جنبش دموکراتیک است و خواستهای عموم خلقی مردم را بیان می کند. این جنبش می خواهد که به حقوق ملت احترام بگذارند و این حقوق را اساسا به رسمیت بشناسند. مردم می خواهند که بجای خدا مردم در مرکز توجه قرار بگیرند و حیثیت انسانی در مرکز توجه باشد. ملتهای اروپا در دوران روشنگری دست مذهب را از دولت کوتاه کردند و آنرا امر خصوصی دانستند که جائی در استفاده از اهرمهای قدرت ندارد. همین جدائی دین از مذهب جامعه را به جلو سوق داد و بشریت را آزاد کرد و برای انسان حقوقی قایل شد. قبل از آن انسان در چارچوب مذهب فاقد حقوق بود. به انسان مانند حیوان برخورد می کردند. برای مردم فقط وظایف برسمیت می شناختند. پس جنبش 22 خرداد ماهیتا یک جنبش دموکراتیک است که باید از آن حمایت نمود.
این جنبش یک جنبش خود بخودی بود و به علت فقدان رهبری انقلابی می توانست مورد سوء استفاده اصلاح طلبان، امپریالیستها، سلطنت طلبان و دشمنان مردم ایران نیز قرار گیرد. در این جنبش شعارهای انحرافی نیز مطرح شد ولی هیچکدام از این شعارهای انحرافی نتوانست مضمون دموکراتیک جنبش 22 خرداد را به زیر پرسش بکشد و مردم به سرعت بر شعارهای انحرافی غلبه کردند و آنها را تصحیح نمودند. مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر بیان خواست دموکراتیک و جمهوریخواهانه مردم ایران است و یا جمهوری ایرانی بیان روشن نفی سلطنت و جدائی دین از دولت است. مردم با امپریالیستها و د شمنان ایران خط روشنی کشیدند که باید آنرا تقویت کرد. شعار چه ایران چه غزه کشتار مردم بسه تودهنی روشنی به هیات حاکمه بود که می خواست جنبش دموکراتیک مردم ایران را به اسرائیل وابسته کند.
سخنران سپس به انتخابات اخیر پرداخت و نقش نیروهای آگاه اجتماعی را از رفتار مردم عادی متمایز گردانید. طبیعتا در مبارزات اجتماعی نیروهای آگاه نمی توانند تحت تسلط احساسات قرار بگیرند بلکه باید با تحلیل و دوراندیشی شعارهای درست را به مردم ارائه دهند. روشنفکران آگاه و متعهد دارای رسالت در این زمینه اند. دنباله روی از مردم و سینه زدن کورکورانه راه کمترین مقاومت و سیاست ماهی مرده در آب است. سیاست تسلیم و نه مبارزه است. این سیاست که در مورد پاره ای از اپوزیسیون ایران صدق می کند، سیاستی است که آنها تسلیم طلبی خود را پشت سر “خواست مردم“ قایم می کند.
انتخابات در ایران همیشه چه در دوران شاه و چه در دوران خمینی تقلبی بوده است و ما هرگز انتخابات آزاد نداشتیم. قانون اساسی جمهوری اسلامی که بخش مکتوب آن مورد استناد اصلاح طلبان است دارای یک بخش نامکتوب است که مفسر بزرگ آن ولی فقیه می باشد. تمام بندهای قانون اساسی جمهوری اسلامی زمانی دارای اعتبار هستند که در مغایرت با موازین مذهبی نباشند و این ولی فقیه است که بر صحت و سقم آن فرمان می دهد. پس قانون اساسی جمهوری اسلامی یک قانون اساسی دموکراتیک نبوده و نیست و در اساس هیچ حقوقی را برای ملت ایران به رسمیت نمی شناسد. شرکت در انتخابات رژیم جمهوری اسلامی تائید این رژیم و مشروعیت دادن به این رژیم است و این خواست رژیم جمهوری اسلامی است تا با دامن زدن به تاثیرات نمایشی آن برای خویش کسب وجهه کند و از جنگ تبلیغاتی و روانی فاتح بیرون درآید. نیروهای آگاه اجتماعی حق ندارند مردم را فریب دهند و این حقایق را از آنها کتمان کنند. باید به مردم حقیقت را گفت. باید گفت که قانون اساسی جمهوری اسلامی ضد دموکراتیک است. باید گفت در ایران هرگز با وجود نظارت استصوابی، شورای نگهبان، مجلسی که نمایندگان انتصابیش فاقد صلاحیت پارلمانی هستند و تصمیماتش با یک حکم حکومتی رهبر باطل می شود نمی تواند یک انتخابات حقیقی صورت گیرد و نمایندگان مردم به مجلس راه یابند. باید به مردم گفت ولی فقیه ای که حتی به قانون خودش نیز احترام نمی گذارد چگونه می تواند به حقوق مردم احترام بگذارد. باید گفت انتخاب بین بد و بدتر که عده ای از اپوزیسیون جعلی ایران آنرا جار می زنند تداوم دیکتاتوری و حمایت از ادامه تسلط جمهوری اسلامی است. همین مشکل را ما در چهار سال آتی در مقابل پای خویش داریم. باید به مردم گفت که رفسنجانی عالیجناب خاکستری و مسئول قتلهای زنجیره ای است و نه رهبر اصلاح طلب، باید به مردم گفت که رهبران اصلاح طلب این جنبش در تمام جنایتهای رژیم گذشته نقش داشته اند تا دید مردم و نسل جوان ایران نسبت به حقایق روشن شود. این روشن است که از نظر تاکتیکی نباید مرکز حمله را در نمایشات اعتراضی روی رهبران اصلاح طلب متمرکز کرد ولی در بحثهای روشنگرانه و تحلیلی هرگز نباید به مردم دروغ گفت. کسانیکه مردم را به شرکت در انتخابات دعوت کردند و بعد از اینکه شکست خوردند مردم را به پس گرفتن رای دعوت خویش فراخواندند در عمل در تقویت رژیم جمهوری اسلامی کار کرده اند. وقتی مردم با دیکتاتوری خامنه ای و سبعیت این رژیم در تناقض اند درخواست پس گرفتن رای منحرف کردن جنبش و امیدوار ساختن مردم به “رافت“ این رژیم است. گول زدن مردم است. سخنران در نتیجه گیری خویش اعلام کرد که برای انجام هر انتخابات آزادی باید مقدماتی فراهم باشد. بدون آزادی احزاب و سازمانهای سیاسی، بدون آزادی اجتماعات، بدون حق آزادی بیان، بدون حق تشکیل اتحادیه های کارگری، بدون آزادی مطبوعات و رفع سانسور و برقرای امنیت اجتماعی و دستگاه مستقل قضائی امکان ندارد بتواند انتخابات آزادی صورت گیرد. هر کس بدون خواستن این مقدمات، بدون تحقق این مقدمات مبلغ شرکت در انتخابات است دموکرات نیست مستبد است و می خواهد مردم ایران را به گمراهی ببرد و قابل اعتماد نیست.
سخنران در عین حال اشاره کرد که تبلیغ در مورد عدم توسل به قهر نیز خواسته دشمنان جنبش دموکراتیک مردم ایران است. پیشنهاد عدم توسل به قهر یعنی اینکه ما قهر حاکمیت و انحصار آن را در دست حاکمیت جمهوری اسلامی به رسمیت می شناسیم و در مقابل گلوله آنها فقط سینه های خود را سپر می کنیم. این فلسفه شهادت حسینی است و یزیدهای زمان شمشیرها را از رو می بندند تا جنبش را قلع قمع کنند. این رژیمهای حاکم هستند که همیشه خشونت بکار برده اند و مردم همیشه با مسالمت خواسته اند که به آرزوهایشان برسند، خواسته اند تا به حقوقشان توجه شود. ولی وقتی رژیم جز زبان زور زبان دیگری را نمی فهمد مردم را به دست خالی به جلوی گلوله فرستادن جنایت است. باید به مردم گفت در اعلامیه جهانی حقوق بشر اصل دفاع از خود، اصل توسل به قهر به عنوان آخرین وسیله ممکن برسمیت شناخته شده است. کسانیکه همه این حقایق را از مردم پنهان می کنند مخالف خشونت نیستند هوادار اعمال خشونت از جانب جمهوری اسلامی هستند.
سخنران اشاره کرد که پیشگوئی ما درست از کار در آمد و رهبران جنبش اصلاح طلب که همه آنها از مذهبی گرفته تا ملی و مذهبی هوادار بقاء نظام استبدادی رژیم جمهوری اسلامی هستند، به سازش با ولی فقیه تن در دادند. زیرا توجه کردند که خواست مردم ایران خیلی بیش از آن است که آنها حاضر به پذیرش آن باشند. مردم ایران خواهان دموکراسی برای همه و آزادی همه زندانیان سیاسی و مجازات قاتلین و مسئولین کشتار هستند. ولی رهبران اصلاح طلب به نیروی مردم برای فشار به رقبای خود برای کسب پاره ای امتیازات نیاز دارند. آنها مخالف جنبش توده ای و قهر آمیز مردم اند و آنرا خطری برای تمامیت نظام می دانند. جنبش با گامهای بلند از رهبری سازشکار فاصله می گیرد. مردم ایران خون ندادند تا رفسنجانی به جای خامنه ای بیاید آنها بهای آزادی و دموکراسی را پرداخته اند و اعتقاد راسخ دارند که ایران بعد از 22 خرداد ایران قبل از 22 خرداد نخواهد بود. بالائیها بقدری بی اعتبار شده و ضربه خورده اند. بقدری قدرت آنها ترک برداشته است که چند قدم به گور نزدیکتر شده اند. مردم می بینند که بزودی ولی فقیه عمامه به سر را در قاهره کنار ولی فقیه تاج بسر دفن خواهند کرد و آنوقت خلق ایران است که خواهد خندید و به پای کوبی مشغول می شود و انقلاب 22 بهمن را ادامه می دهد و کامل می کند.
در جریان پرسش و پاسخ سخنران توضیح داد که باید با سیاستی که می خواهد شرکت در انتخابات و دادن مشروعیت به رژیم جمهوری اسلامی را با وقوع حرکت اعتراضی مردم بعد از انتخابات توجیه بکند مبارزه افشاءگرانه کرد.
نخست اینکه مبارزه اجتماعی و اتخاذ تصمیمات بر اساس تحلیل وضعیت سیاسی انجام می گیرد و نه بر اساس قمار سیاسی. اینکه در بعد از انتخابات چنین وضعیتی به وجود می آید بر هیچکس روشن نبود و نمی توانست هم روشن باشد. در این میان کسی نمی تواند ادعای پیغمبری کند. دو دیگر اینکه نیروهای آگاه سیاسی و مسئول و با وجدان هرگز حتی اگر پیغمبرگونه می دانستند که در اثر تقلب در انتخابات و موضعگیری ولی فقیه به نفع احمدی نژاد مردم دسته دسته جلوی گلوله می رفتند و کشته می شدند حق نداشتند به مصداق “جسد هر چه بیشتر منافع گروهک ما تامین تر“ با جان مردم بازی کنند. با این منطق در انتخابات شرکت کردن و تشویق مردم برای شرکت در انتخابات تا تعداد شهدا هر چه بیشتر شود فقط اقدامی جنایتکارانه است و معجزه ای برای تبرئه کسانی که در انتخابات شرکت کرده اند نمی کند. از این گذشته این عده پاسخ مردم را در 4 سال دیگر چه می دهند. آیا باید در انتخابات تقلبی 4 سال دیگر نیز شرکت کرد و بین بد و بدتر یکی را انتخاب نمود یا باید سیاستی را اتخاذ کرد که باین وضعیت دورانی شیطانی پایان دهد؟ می شود به این امید واهی که حمایت از بخشی از نامزدها و امکان تقلب در انتخابات می تواند مجددا منجر به تظاهرات اعتراضی شود، از مردم خواست در انتخابات تقلبی شرکت کنند؟ می شود به امید واهی موذن جمهوری اسلامی برای همه انتخابات آتی رژیم شد؟
نیروهای آگاه و مسئول در ایران انتخابات تقلبی را از همان روز نخست تحریم کردند. سیاست تحریم سیاست درستی بود و هست. سیاست تحریم فعال. به این معنا که باید مردم را تشویق کرد که نه تنها در انتخابات شرکت نکنند آن روز در خانه های خود بمانند و بیرون نیایند. اگر این شکل مبارزه سازمان دهی شود، عمومی شود برای تقلبات رژیم جمهوری اسلامی و اصلاح طلبان و اپوزیسیون جعلی ایران که می خواهد در چارچوب رژیم جمهوری اسلامی فعالیت کند ولی جرات بیان آشکار آن را به مردم ایران ندارد جائی نمی ماند. این تاکتیک دست رژیم را می بندد و می فهمد که انجام انتخابات تقلبی نمی تواند برای وی کسب آبرو کند، بلکه فقط بی آبروئی می آورد. این بی آبروئی روحیه روحانیت را می شکند و مردم را به قدرت خود واقف می کند. ولی اگر علیرغم این تاکتیکها مردم به خیابانها آمدند و معترضانه مبارزه کردند وظیفه نیروهای آگاه در برخورد به مبارزه مردمی و خودبخودی حمایت از خواستهای دموکراتیک آنها و سوق دادن جنبش به سمتی است که متوجه شوند بدون سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی نمی شود از ایرانی دموکراتیک سخن گفت. سرنگونی شعاره، سرمیشکنه تا وقتی سرداره.
در ضمن سخنران اشاره کرد که ترکیب این جنبش در میان نخبگان جامعه و اقشار متوسط جامعه باقی مانده است و نتوانسته با طبقه کارگر پیوند برقرار کند. بدون شرکت وسیع کارگران و حرکت دستجمعی آنها از کارخانه ها و نگهداشتن چرخ تولید امکان ندارد که این رژیم سرنگون شود. نیروی اساسی تحول اجتماعی شرکت وسیع کارگران در مبارزه است. تشکل کارگران در کارخانجات را که روزانه صورت می گیرد نمی توان برهم زد. توان آنها را در ممانعت از گشتن چرخ تولید نمی توان از بین برد. آنوقت همه جامعه به حرکت می آید و روحیه دشمن ضعیف و ضعیف تر می شود و مانند دوران شاه ارتش 400 هزار نفری و ساواک 60 هزار نفری آنها مانند خانه پوشالی در مقابل قدرت عظیم مردمی که سراسری و تعمیق شده است فرو می ریزد. این جنبه مبارزه در جنبش اخیر کاستی داشت و باید برای رفع آن کوشید زیرا این تلاش مبارزه دموکراتیک را نیز گسترده تر و عمیق تر و با مداومت خواهد کرد.
متشکرم














Sonntag, 17. Januar 2010

فراخوان


فراخوان

هموطنان عزیز!

کمیته حمایت از مبارزات مردم ایران در ادامه مبارزات دموکراتیک و مترقی اش به برگزاری دو برنامه اعتراضی اقدام می کند.

ما اجازه نخواهیم داد ندای اعتراضی که در ایران زبانه می کشد به گوش جهانیان نرسد. این ندا در خارج ایران نیز در میان ایرانیان میهندوست که خواهان ایرانی آزاد و آباد و دموکراتیک و مردمی هستند پژواک خواهد داشت. این حداقل خدمتی است که ما می توانیم نسبت به کسانی که در صفوف اول جبهه مبارزه قرار دارند و از جان خویش در این راه دریغ نمی کنند انجام دهیم.

برنامه نخست در روز 31 ماه ژانویه 2010 در محل زیر از ساعت 16 تا 20 بعد از ظهر برگزار می گردد. این برنامه شامل سخنرانی پیرامون تحولات اخیر ایران و جمعبندی از مبارزات ایرانیان در خارج از کشور در حمایت از مبارزات مردم ایران است. سپس پرسش و پاسخ برای روشنی بخشیدن به جنبه های گوناگون نظرات و تعمیق سخنرانی صورت می گیرد. در عین حال در کنار آن فیلم مبارزات مردم و نمایشگاه تصاویر مبارزات و وحشیگری رژیم جمهوری اسلامی نشان داده خواهد شد. اجرای موسیقی زنده در آن شب به تکمیل برنامه کمیته یاری می رساند.

IG(Initiativgruppe) Karlstr. 50, 80333 München

Beginn: 16 Uhr

Ende : 20 Uhr

****

برنامه دوم کمیته حمایت از مبارزه مردم ایران در تاریخ 11 فوریه در مقابل کنسولگری جمهوری اسلامی است. در این روز در ایران مردم با الهام از انقلاب بهمن، انقلابی که نتوانست به همه خواستهای مردم میهن ما پاسخ دهد و ناتمام ماند به میدان می آیند و خواهان حقوق دموکراتیک و انسانی خویش هستند. نمایشات اعتراضی مردم در این روز تو دهنی محکمی به رژیم جمهوری اسلامی است که می خواهد نام انقلاب ایران را برای خویش غصب کند. مردم نشان می دهند چه کسانی مالک انقلاب ایران هستند.

مردم شعار زیر را بر سینه های خویش حمل خواهند کرد:



من یک مخالف هستم مرا هم اعدام کنید.


این تظاهرات اعتراضی در روز 11 فوریه 2010

در ساعت 3 بعد از ظهر در مقابل کنسولگری جمهوری اسلامی ایران در مونیخ برگزار می شود.

کمیته از شما دعوت می کند برای همدردی و پشتیبانی از مبارزات مردم ایران در این روز در مقابل کنسولگری حاضر شوید و نفرت خویش را از این رژیم بربرمنش به نمایش بگذارید و نشان دهید که ما برای ایرانی، آزاد، مستقل، دموکراتیک و مردمی مبارزه می کنیم و ما همه با هم هستیم.

آدرس تماس با کمیته:

آدرس ایمیل:

azadi.novin@gmail.com

آدرس وبلاگ:

http://demokratie-iran.blogspot.com/

Facebook Account

Azadi Novin

آدرس در twitter:

https://twitter.com/azadinovin


آدرس کنسولگری جمهوری اسلامی ایران در مونیخ:



Mauerkirchnerstr. 59, München.



Mittwoch, 26. August 2009

جواب به دعوت آقای بابک سینا

درود به شما هموطنان گرامی‌،

آقای دکتر بابک سینا، که یکی‌ از شرکت کنندگان برنامهٔ روز ۲۵ جولای بوده، از همهٔ برگزارکنندگان این برنامه در شهرهای مختلف آلمان دعوت به عمل آورده، تا در شهر دوسلدرف با هم ملاقات کنند. هدف از این جلسه، تلاش در جهت تشکیل یک سازمان واحد در آلمان ذکر شده است.
کمیتهٔ حمایت از مبارزات مردمی ایران در شهر مونیخ، پاسخ به این دعوت را در نامهٔ الحاقی ذیل منتشر کرد.



دوست گرامی آقای دکتر بابک سینا،

نامه شما را دریافت کردیم و از اینکه شما هم بر این عقیده اید که باید به حمایت جمعی از مبارزات مردم ایران ادامه داد، بسیار مسروریم و آنرا گام مثبتی در این جهت تلقی می کنیم.
روشن است که تداوم مبارزه مردم به ارتقاء سطح آن منجر می شود. همانگونه که ما شاهدش بوده ایم خواستهای مردم معترض ایران امروز فراتر از شعار “رای مرا پس بده“ قرار داشته و به سطحی رسیده است که تمامیت نظام جمهوری اسلامی را به زیر پرسش می برد. طرح خواست “جمهوری ایرانی“ از طرفی بیان روشن خواست “جمهوریت“ به عنوان شکل آینده حکومت در ایران و از جانب دیگر نفی ماهیت مذهبی آن، پذیرش جدائی دین از دولت است. در عین حال این جنبش از دخالت اجنبی بیزار بوده به ایرانی بودن خود تکیه می کند.
جنبش اعتراضی مردم ایران یک جنبش دموکراتیک بوده و برای تحقق خواستهای دموکراتیک مردم ایران مبارزه می نماید. شعار “مرگ بر دیکتاتور“ بیان روشن تعهد به دموکراسی است.
بنظر ما این تعهد در برگیرنده نکات زیرین است:
آزادی احزاب سیاسی.
آزادی بیان عقیده، مطبوعات و رفع سانسور.
آزادی اتحادیه کارگری و سایر تشکلهای صنفی، حرفه ای و دموکراتیک.
آزادی هم زندانیان سیاسی.
احترام به حقوق بشر.
پذیرش تساوی حقوق زن و مرد.
پذیرش جدائی دین از دولت و مسائلی از همین قبیل که عمومی ترین خواستهای مشترک همه مردم را بیان می کند.
طبیعتا برای حرکت به سوی ایجاد تشکلی که شما در نامه خود به آن اشاره کرده اید، نخست باید از شتابزدگی پرهیز کرد و گامها را با دقت و هشیاری برداشت. این است که هر اتحاد عملی که ماهیتا اقدامی گذرا خواهد بود باید متکی بر شفافیت بوده و محتوی روشنی داشته باشد. باین جهت در مقدمه برگزاری هر نشستی باید فضای لازم را برای بحث و تبادل نظر دموکراتیک و دوستانه از قبل میان هواداران چنین تشکلی ایجاد کرد تا اساسا هر نشستی بتواند مثمر ثمر باشد.
بر این اساس ما در عین تاکید بر استقلال هر یک از گروه ها معتقد به ایجاد یک فروم در شبکه اینترنت برای ارائه آراء و نظریات میان گروه ها هستیم تا اساسا بتواند زمینه فکری چنین تشکلی آماده شود. ما خود در این زمینه پیشقدم خواهیم شد و از همه گروه های مستقل دعوت می کنیم که نخست مضمون سیاسی-دموکراتیک تشکلی که باید ایجاد شود و سپس شکل متناسب با آن محتوی را به بحث بگذارند تا نخستین گام نزدیکی میان آنها با توجه به رشد و تداوم مبارزه مردم در ایران بوجود آید.
شتابزدگی بدون توجه به پیش شرطهای چنین هدف مهمی تنها می تواند موجب عدم موفقیت آن شود.
کمیته حمایت از مبارزه اعتراضی مردم ایران در مونیخ متن این پیشنهاد را برای سایر گروه ها و کمیته هائی که بوجود آمده اند ارسال می کند تا از نظریات آنها نیز با خبر شود و امکان تبادل نظر را ایجاد نماید.

با احترام
از طرف کمیته حمایت از مبارزات اعتراضی مردم ایران در مونیخ
23/08/2009

Montag, 24. August 2009

ما چه می گوئیم

ما چه می گوئیم
اکنون مدت هاست که کمیته حمایت از مبارزات اعتراضی مردم ایران تاسیس شده است. انگیزه تاسیس این کمیته حمایت از مبارزات مردم ایران در اعتراض به تقلبات انتخاباتی بود. کمیته ما که متشکل از ایرانیان ساکن مونیخ است تصمیم گرفت با دل و جان از این مبارزات حمایت کند چون که خواست مردم ایران را بر حق دانسته و می داند.
این کمیته تشکیلاتی مستقل است و به هیچ حزب و گروه سازمانی تعلق ندارد. برخلاف بسیاری که از این گونه ادعاها استفاده می کنند تا ماهیت خویش را پنهان کنند، فعالیت بی شائبه و صمیمانه این کمیته تا به امروز بهترین گواه دموکراتیک و مترقی بودن و صحت ادعای این کمیته است. درهای این کمیته بر روی همه ایرانیان مترقی و دموکرات ضد رژیم باز است. نوع همکاری با کمیته را هموطنان عزیز می توانند با توجه به شرایط و موقعیت اجتماعی خویش تعیین کنند. ما از هرگونه همکاری استقبال می کنیم.
عدم وابستگی به احزاب و یا سازمانهای سیاسی هرگز به این مفهوم نیست که ما مانند جمهوری اسلامی هوادار ممنوعیت احزاب سیاسی هستیم و یا آنها را تقبیح می کنیم. از نقطه نظر ما رژیمی دموکراتیک است که آزادی احزاب و آزادی فعالیت در احزاب و سازمانها و گروه ها و تجمعات مردمی را تبلیغ کرده و تشویق نماید. باین جهت ما کسی را مغرضانه از شرکت در احزاب و سازمانها منع نمی کنیم. این عمل تصمیم شخصی افراد بوده و به کمیته مربوط نیست.
عدم وابستگی به احزاب و استقلال کمیته از آنها به این مفهوم نیست که این کمیته، یک کمیته فاقد اصولیت است. این کمیته بر اساس اصولی بوجود آمده و بر اساس آن اصول پایدار مانده و بر اساس همان اصول فعالیت خود را ادامه می دهد.
کمیته معتقد است که:
1- علل اصلی مشکلات و مسایل موجود در ایران در تمامیت رژیم جمهوری اسلامی نهفته است. کسیکه واقعا خواهان یک ایران آزاد، آباد، شکوفا و دموکراتیک است، موظف است به مردم بگوید که برای نیل به این هدف باید رژیم جمهوری اسلامی برچیده و دین از دولت جدا گردد. این وظیفه نیروهای آگاه و روشنفکران ایران است که تفاوت راه را از بی راهه به مردم نشان دهند. پس شعار سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی یک شعار مترقی و انسانی است و یکبار برای همیشه از مرگ هزاران نفر مردم ایران جلوگیری کرده و 73 میلیون را از مرگ تدریجی نجات می دهد. مرگ بر جمهوری اسلامی شعاری است که مظهر زندگی است. مانند شعار مرگ بر هیتلر، مرگ بر موسولینی در زمان خودش. مردم ایران در انقلاب بهمن 57 با شعار مرگ بر شاه به میدان آمدند و بساط سلطنت را برچیدند. مرگ بر جمهوری اسلامی یاد آور شعار مرگ بر شاه و هشداری به رژیم جمهوری اسلامی است که به سرنوشت مستبدین و اجنبی پرستان بیاندیشد. البته هستند کسانیکه با تمامیت نظام جمهوری اسلامی مخالف نیستند ولی جسارت بیان نظریات خویش را به علت واهمه از مردم بگونه ای شفاف ندارند. این است که مخالفت خویش با این شعار را با به میان کشیدن پای حقوق بشر توجیه می کنند. نکته ای که در این شعار لازم به توضیح است معنای استعاری است که از واژه ی مرگ در آن استنباط می شود، این نکته ایست که مدافعان حقوق بشر با اعتقاد و استناد به نفی هرگونه اعدام به آن اشاره و انتقاد می کنند. اما واژه ی مرگ در شعار مرگ بر جمهوری اسلامی را تنها می توان به مفهوم سرنگونی و برچیده شدن این نظام فهمید و نه به مفهوم طلب مرگ یا طلب اعدام برای جانداران. با هیچ منطقی اگر سوء نیتی در کار نباشد نمی شود مفهوم آدمکشی را از استعمال واژه مرگ استنباط کرد. وقتی مردم ایران مرگ بر خامنه ای را فریاد می کنند منظورشان این نیست که شخص خامنه ای زودتر بمیرد و مصباح یزدی جای وی بنشیند. شعار مرگ بر خامنه ای بیان آرزوی مردم در برچیده شدن تمامیت این رژیم است که خامنه ای را به مثابه مظهر آن می بینند.
2- این کمیته مخالف آن است که از یک جناح مرتجع مذهبی که دستانش تا آرنج به خون آزادیخواهان ایران آلوده است و سالها در سرکوب مردم دخالت مستقیم داشته است در مقابل جناح دیگر حمایت شود. کمیته ما دست دراز شده هیچ جناحی نیست. دارای استقلال است و به هیچ گروه حاکمیت تعلق یا گرایش ندارد. با مغز خود می اندیشد و بر اساس اعتقاداتش عمل می کند.
3- ما خواهان استقلال و آزادی ایران هستیم و اجازه نمی دهیم اجانب بهر شکل و قیافه و بهر بهانه عوامفریبانه در امور داخلی ایران دخالت کنند. ما معتقدیم که آزادی ایران باید با دست مردم میهن ما صورت بگیرد و نه دخالت اجانب که فقط منافع آزمندانه خویش را در نظر دارند. از سوی دیگر کمیته هرگونه حمایت استعمار طلبانه از رژیم جمهوری اسلامی را- از جانب هر کشوری که بخواهد باشد- محکوم کرده و حمایت و پشتیبانی آنها را از این رژیم در هر شکل و به هر بهانه ای مغایر خواست مردم ایران ارزیابی می کند. ملت ایران از دخالت اجانب زجر فراوان کشیده و با آن مبارزه می کند. پس شعار عدم دخالت خارجی در امور ایران یکی از ارکان تشکیل این کمیته است.
4- ما همانگونه که در شعارهای مردم ایران بازتاب یافته است هوادار استقلال، آزادی و جمهوری ایرانی هستیم. ما در فراخوان خویش در تاریخ 25/07/2009 در روز اعتراض جهانی نسبت به نقض حقوق بشر در ایران، اشاره کردیم که خواهان استقرار جمهوری در ایران هستیم. این کمیته با همه کسانیکه از این اصول دفاع می کنند صرفنظر از ایدئولوژی آنها با قصد حمایت از مبارزه اعتراضی مردم ایران در این مقطع همکاری می کند.
این کمیته نخستین کمیته حمایت از مبارزه مردم ایران بود که در شهر مونیخ تاسیس شد و همه را بر این اساس به همکاری فراخواند. اگر این همکاری نتوانست صورت بگیرد و ما با نمونه های نظیر آن متاسفانه در پاره ای شهرهای دیگر نیز روبرو هستیم بخاطر آن است که این اصول بر شمرده در بالا مورد تائید گروههای دیگر نیست. در حالیکه هر کار مشترک باید بر اساس اصولی مورد قبول صورت بگیرد. کمیته حمایت از مبارزه اعتراضی مردم ایران بر این اساس تشکیل شده و انتشار این بیانیه را از آن جهت لازم می داند که پاسخی به هموطنان عزیزی داده باشد که تفاوت این کمیته را با سایر گروه های موجود در این شهر پرسیده اند. امیدواریم نکاتی که طرح کردیم مورد توجه آنها قرار گیرد و بتوانند سره را از ناسره تشخیص دهند.

Mittwoch, 22. Juli 2009

Montag, 20. Juli 2009

فراخوان

فراخوان

از حقوق انسانها در ایران حمایت کنید

دلم از این خرابیها بود خوش زانکه می دانم

خرابی چونکه از حد بگذرد آباد می گردد.

هموطنان عزیز!

مبارزه مردم ایران برای استقرار دموکراسی و آزادی همچنان ادامه دارد. شیوه های سرکوب ضد بشری جمهوری اسلامی برای خفه کردن مردم ایران موثر نیفتاده است. مردم تصمیم گرفته اند که از زندگی بد بیشتر از مرگ بترسند.

رژیم جمهوری اسلامی با وحشیانه ترین وضعی فرزندان ایران زمین را به قتل می رساند و دغدغه ای بخود راه نمی دهد که به این ترتیب سرمایه های ملی ایران را بر باد می دهد. برای جمهوری اسلامی تنها حفظ حاکمیت آنها مهم است حتی نقاب مذهب برای آنها بهانه ای بیش نیست.

برای جمهوری اسلامی ایران جان انسانها فاقد ارزش است. آنها این اعتقاد خود را در طی سی سال اخیر نشان داده اند. هم اکنون صدها نفر به قتل رسیده و هزاران نفر در زندانهای مخوف جمهوری اسلامی بسر می برند. قتل عام زندانیان سیاسی توسط رژیم جمهوری اسلامی دارای سابقه طولانی است. آزادی زندانیان سیاسی از نظر جمهوری اسلامی یعنی پاک کردن زندانها از زندانیان سیاسی از طریق قتل وحشیانه آنها.

هم اکنون در زندانهای جمهوری اسلامی زندانیان سیاسی در زیر شدیدترین شکنجه های غیر انسانی قرار دارند. به اسرای زندانی بویژه به زنان وحشیانه تجاوز می کنند و سپس اجساد آنها را می سوزانند. خانم ترانه موسوی با سن 28 سال آخرین قربانی آنها در روزهای اخیر است.

این انسانهای قهرمان، این فرزندان ایران جان خویش را از دست می دهند تا مردم ایران بتوانند در آینده در امنیت و با آسایش زندگی کنند. همه آنها به گردن همه مردم ایران حق دارند. ما ایرانیان خارج از کشور حداقل باین ترتیب که فریاد آنها را به گوش جهانیان برسانیم مدیون آنها هستیم و باید در این راه به آنها کمک کنیم. ما از همه شهروندان آلمان که برای انسانیت ارزش قایلند و خود قربانی رژیم سرکوبگر نازی در آلمان بوده اند می خواهیم که از مبارزات مردم ایران حمایت کنند.

هموطنان عزیز!

کمیته حمایت از مبارزات اعتراضی مردم ایران، بعنوان تدارک دهنده، همراه با سایر ایرانیان آزادیخواه و مبارز و متعهد در خارج از کشور، در شهر مونیخ، قصد دارد یک کارزار جهانی را سازمان دهد. هدف این کارزار اعتراض به جنایات رژیم جمهوری اسلامی در ایران و نقض آشکار حقوق بشر است. این کارزار می خواهد صدای مردم ایران را به گوش جهانیان برساند.

ما ایرانیان خارج از کشور با شرکت خود در این کارزار جهانی که در حدود 60 شهر در سراسر جهان بطور همزمان برگزار می شود می طلبیم که:

1- زندانیان سیاسی آزاد شوند.

2- شکنجه اسراء متوقف شود.

3- به حقوق بشر و تعهدات جهانی احترام گذاشته شود و تحقق آن در ایران عملی گردد.

4- ما خواهانیم که وضعیت ناپدید شدگان برای جامعه ایرانی و برای بستگان آنها روشن گردد و از خودسری و تجاوز و تعدی به حقوق مردم ایران دست برداشته شود.

5- ما می خواهیم که عاملین سرکوبهای اخیر دستگیر و در یک دادگاه صالحه و علنی محاکمه گردیده و به سزای اعمال جنایتکارانه شان برسند.

6- ما می طلبیم دست کم به قانون اساسی خودتان که حداقل احترام به خودتان است، احترام بگذارید و از ریاکاری و دروغ بنام تقیه دست بردارید.

کمیته حمایت از مبارزات اعتراضی مردم ایران خواهان اعزام یک هیات بررسی از جانب کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد به ایران است تا از زندانهای ایران بازدید به عمل آورده و گزارش آنرا به گوش جهانیان برساند.

ما معتقدیم که دوران تحجر فکری در قرن بیست و یکم بسر آمده است. دنیای امروز جائی برای حکومتهای مذهبی چه اسلامی و چه غیر اسلامی ندارد. دین باید از دولت جدا شود و به امر خصوصی افراد بدل گردد. کمیته حمایت از مبارزات اعتراضی مردم ایران خواهان جمهوری در ایران است و مذهب را امر خصوصی افراد تلقی می کند.

تحقق خواستهای دموکراتیک مردم ایران، آزادی رسانه های گروهی، مطبوعات، آزادی احزاب و سندیکاهای کارگری، رفع هر گونه سانسور، آزادی اعتصاب و نمایشات خیابانی، تساوی حقوق زن و مرد، تنها بر ویرانه های جمهوری اسلامی ایران امکان پذیر است. حمایت از این یا آن جناح حاکمیت که در کشتار مردم ایران تا کنون دست داشته اند، گمراه کردن مردم، حمایت از تداوم کشتار و نقض حقوق بشر در ایران و همدستی با رژیم جمهوری اسلامی و تقویت نظام جمهوری اسلامی است.

مردم ایران در پیکار خود به این نتیجه رسیده اند که سرنوشت خویش را خود بدست بگیرند و تا کسب کامل این حقوق مبارزه می کنند. Mahnwache am Samstag 25.07.2009, um 17:00 Uhr Am Stachus

Komitee zur Unterstützung der Massenproteste im Iran کمیته حمایت از مبارزات اعتراضی مردم ایران(مونیخ)

www.demokratie-iran.blogspot.com

Im Sinne des Presserechts e.V. Eigendruck in Selbstverlag

Fereidun Montaghemi Milbertshofenerstr. 56, 80807 München